بی تو وارونه!
نوشتههایم را میسوزانم،
زخمهایم میسوزد...
بی تو وارونه!
نوشتههایم را میسوزانم،
زخمهایم میسوزد...
وقتی نیستی
همه چیز شب است...
به جز خودِ شب!
اعتیاد بی افیون
افیون دیگر چه صیغهایست؟
معتاد یعنی من
که هر روز منتظرم،
شبم با پیامک عاشقانهی تو سحر شود...
یلدا
انار میخواهد دلم،
انار ترک خورده...
یک دقیقه بیشتر.
یلدا
از این یک دقیقهی بیشتر،
استفاده کن
جملههای طلایی بگو!
دوستت دارم...
دوباره عکسهای تو
اینجا من
و یک استکان چایِ لب نزده!
هر دو یخ بستهایم.
او گوشهایش بیبخار
من لبهایم سوخته...
حضور و غیاب بغض ها
این هم یک کلاس دیگر که چند متر آنطرف تر،
در حال برگزاریست!
الصاق به تمام کلاس ها و جلساتی که روزهای دلتنگی،
تا چند قدمیشان پیش رفته ام و...
لبهای تو نسخهی مرا پیچیدند
تو که تب میکنی،
همه
چشمهایِ خونینِ مرا میبینند
و دائم نسخهی سرماخوردگی،
برایم مینویسند...
جوش می آورم
من پیامبر نیستم اما،
وحی آمده برایم...
یک شب،
میان سرمای نفست...
عاشق ندیدم
به خدا عشق به رسوا شدنش میارزد...
یاد او که میگفت:
خواهی نشوی رسوا،
همرنگ جماعت شو!
i-)
خوابی که خودم ادارهاش کنم
خوابی که این همه بیداریام را... هعی، چقدر وقت است که نخوابیدهام...
هستی،
اما هنوز دلم خواب میخواهد...
بانوی فول اسکرین من!
و لبهای تو
زمینگیر می کند وقت لبخند،
فاصله را
من را...
از کربلا
به خودم نگاه میکنم!
چنان بازگشتهام که انگار هرگز نرفته بودم...
قرص خواب
خوبی یا خوابی؟
شبها را همه خوب،
این روزها اما،
وقتی که خوابم
یعنی خوب نیستم...
بیداری
واقعی!
همین بیداری تهوع آور است...
بیدار میشوم!
از خواب بیداری...
دندههایمان
روی ماهت در رویم!
من، ساده بر دندهی راست!
تو اما به بهانهی چشمهای من!
همچنان بر "دندهی چپ"،
وضع همین است که هست،
هر چه هم که حالا غلت بزنیم...
...خنکای بستر داغ میشود.
خنکای بسترمان
در راحت بستر!
غلت میزنیم و آواز میخوانیم...
صدایمان تمام دالانهای آسمان را برداشته...
مرغ سحری
رو در روی هم!
انگار که همه عالم میشنوند،
مرغ سحر میخوانیم...
برای هم.
مرغ سحر،
با عطر مطبوع دهان تو!
آدامس خرسی...
سهم هر یک از دهان دیگری
دقیق نصف کردن یک آدامس،
آن هم از نوع خرسی،
خیلی سخت...
تکهی کوچکش برای من!
تکهی بزرگش برای تو!
تکهی بزرگش را اما
من برای تو میخورم!
آدامس خرسی
یک دانهاش برای دوتایمان
اهل که باشی میفهمی!
اینطوری خوشمزهتر است.
