در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

بی تو وارونه!

نوشته‌هایم را می‌سوزانم،

زخم‌هایم می‌سوزد...

   + نمک ; ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

بی تو وارونه!

نوشته‌هایم را می‌سوزانم،

زخم‌هایم می‌سوزد...

   + نمک ; ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

وقتی نیستی

همه چیز شب است...

به جز خودِ شب!

   + نمک ; ۳:٥۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

اعتیاد بی افیون

افیون دیگر چه صیغه‌ایست؟

معتاد یعنی من
که هر روز منتظرم،

شبم با پیامک عاشقانه‌ی تو سحر شود...

   + نمک ; ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

یلدا

انار می‌خواهد دلم،

انار ترک خورده...

یک دقیقه بیشتر.

   + نمک ; ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

یلدا

از این یک دقیقه‌ی بیشتر،
استفاده کن

جمله‌های طلایی بگو!

دوستت دارم... 

   + نمک ; ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

دوباره عکس‌های تو

اینجا من
و یک استکان چایِ لب نزده!

هر دو یخ بسته‌ایم.

او گوش‌هایش بی‌بخار
من لب‌هایم سوخته...

   + نمک ; ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

حضور و غیاب بغض ها

این هم یک کلاس دیگر که چند متر آنطرف تر،
در حال برگزاریست!

الصاق به تمام کلاس ها و جلساتی که روزهای دلتنگی،
تا چند قدمیشان پیش رفته ام و...

   + نمک ; ٧:۳٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

لب‌های تو نسخه‌ی مرا پیچیدند

تو که تب می‌کنی،
همه
چشم‌هایِ خونینِ مرا می‌بینند

و دائم نسخه‌ی سرماخوردگی،
برایم می‌نویسند... 

   + نمک ; ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

جوش می آورم

من پیامبر نیستم اما،
وحی آمده برایم...

یک شب،
میان سرمای نفست...

   + نمک ; ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

عاشق ندیدم

به خدا عشق به رسوا شدنش میارزد...

یاد او که می‌گفت:
خواهی نشوی رسوا،
همرنگ جماعت شو!

   + نمک ; ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

i-)

خوابی که خودم اداره‌اش کنم
خوابی که این همه بیداری‌ام را... هعی، چقدر وقت است که نخوابیده‌ام...

هستی،
اما هنوز دلم خواب می‌خواهد...

   + نمک ; ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

بانوی فول اسکرین من!

و لبهای تو

زمینگیر می کند وقت لبخند،

فاصله را
من را...

   + نمک ; ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

از کربلا

به خودم نگاه می‌کنم!

چنان بازگشته‌ام که انگار هرگز نرفته بودم...

   + نمک ; ۳:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

قرص خواب

خوابی که قرص بیاورد،

مرا می‌برد،
ولی تو را نمی‌آورد... +

   + نمک ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

خوبی یا خوابی؟

شب‌ها را همه خوب،

این روزها اما،
وقتی که خوابم
یعنی خوب نیستم...

   + نمک ; ۸:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

بیداری

واقعی!
همین بیداری تهوع آور است...

بیدار می‌شوم!
از خواب بیداری...

   + نمک ; ٥:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

دنده‌هایمان

روی ماهت در رویم!

من، ساده بر دنده‌ی راست!
تو اما به بهانه‌ی چشم‌های من!
هم‌چنان بر "دنده‌ی چپ"،

وضع همین است که هست،
هر چه هم که حالا غلت بزنیم...

...خنکای بستر داغ می‌شود.

   + نمک ; ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

خنکای بسترمان

در راحت بستر!
غلت می‌زنیم و آواز می‌خوانیم...

صدایمان تمام دالان‌های آسمان را برداشته...

   + نمک ; ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

مرغ سحری

رو در روی هم!
انگار که همه عالم می‌شنوند،
مرغ سحر می‌خوانیم...
برای هم.

مرغ سحر،
با عطر مطبوع دهان تو!

آدامس خرسی...

   + نمک ; ٥:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

سهم هر یک از دهان دیگری

دقیق نصف کردن یک آدامس،
آن هم از نوع خرسی،
خیلی سخت...

تکه‌ی کوچکش برای من!
تکه‌ی بزرگش برای تو!

تکه‌ی بزرگش را اما
من برای تو می‌خورم!

   + نمک ; ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

آدامس خرسی

یک دانه‌اش برای دوتایمان

اهل که باشی می‌فهمی!
اینطوری خوشمزه‌تر است.

   + نمک ; ٥:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()