فقیر من، فقیر تو
من میگویم فقیر؛
یعنی دارم از آن دختر جوانی حرف میزنم که در اولین سفر استانی دولت نهم به خراسان جنوبی، با همهی غرور خاص دورهی جوانی، از خرابی تنها حمام شهرشان گفت...
تو میگویی فقیر؛
یعنی داری از نان سنگک نخوردن هم محلهایهایت در سعادتآباد تهران حرف میزنی؛ جایی که به نظرت منطقهی "متوسط رو به بالا"ی تهران است...
+
کبری آسوپار ; ۸:٥٥ ب.ظ ; دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸
