در خلوت - جانم فدای امام نقی علیه السلام

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

عجب

عجب ؛ پشت نامه رو جا انداختم:

نقاشی هم‌سر

یادش بخیر یه قلب و یه تیر اول همه کتابام بود .

پ . ن :
این طرف دیگه امضاء و چیزی نداشت

 

همین!

   + نمک ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()