در خلوت - جانم فدای امام نقی علیه السلام

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

بعد از دو روز تنهایی...

بعد از دو روز تنهایی امروز روی اوپن پیداش کردم و کلی انرژی گرفتم :

با گریه‌های صبحت دلمو آتیش زدی
خیلی دوست دارم . اینو با تمام وجودم می‌گم
چند روزی می‌رم و دوباره میام پیشت
به این خونه و به با هم بودن ( من و تو و بچه ) عادت کردم ولی دل اون طرفی‌هارو هم باید به دست بیارم بهشون سر بزنم
به خودت برس ( نخوری نکن‌ )
دوست دارم یه عالمه

امضای جدید : مامان محمدحسین

پ . ن:
1- هیچ اصلاحی در متن نامه ندادم
2- نوشتمش تا یادگار بمونه

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()