در خلوت - جانم فدای امام نقی علیه السلام

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

پاسدارهای شش ماهه!!

دور هم توی سنگر جمع شده بودند و از آینده می‌گفتند.

نوبت به محمد رسید.

محمد تو برنامه‌ت برای آینده چیه؟

- من تا شش ماهه دیگه بیشتر زنده نیستمٰ؛ من شهید میشم.

معروف شده بود به پاسدار شش ماهه!

به شش ماه هم نرسید و شهید شد...

   + مرتضا ; ٤:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()