در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

بازی

بازی را دوست دارم

دوستش دارم که از ریشه ی باخت گرفتندش
دوستش دارم چون در بازی کسی زورش را به رخ کسی نمی کشد
دوستش دارم چون برنده اش تویی و من همیشه بازنده ام

من ، صفر
چشمان تو ، بی نهایت

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()