در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

گوشه

گوشه ای داشتیم که ما را به آن می‌خواندند
می‌گفتند این دیوانه ، همه‌اش دنبال گوشه‌ایست برای کز کردن

تو حتی آن گوشه را هم از من گرفتی

   + نمک ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()