در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

کیسه و سینه

گفتم هر چی تو کیسه‌ی منه
فدای هر چی تو سینه‌ی توست

سعی کن غیر از من چیزی تو سینه‌ات نباشه
آخه توی کیسه‌ی من فقط قدر خودم بها هست

هیچ!

   + نمک ; ۳:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()