گناهکار
"- قرار بود با هم حرف بزنیم. هنوز هیچ حرفی نزدهایم انگاری...
- هیچ نگفتهایم، ارمیا! گاهی وقتها فکر میکنم من چه گناهی داشتهام الا دوست داشتن تو؟
- ترسم از این است که دیگر همین قدر هم گناهکار نباشی..."
بیوتن/ رضاامیرخانی/ صفحه ی 212
+
کبری آسوپار ; ۱٠:٥۳ ق.ظ ; شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸
