در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

گیس بریده

بد کردی
حجابت رو جلوی خلق سکه‌ی یه پول کردی
جلوی بچه ابتدائیها خوردم کردی
کاری کردی که ابجدخون‌های کودن نصیحتم کنند
کاش روی سنگ قبرم با دامن چین دار ، چهاردستمال میرقصیدی ، این بلا را سر من نمیآوردی
بد کردی گیس بریده

   + نمک ; ۳:۳٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()