در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

فلک

همیشه بین بچه‌ها فرق می‌گذاشت

توجیه می‌کرد که خب بین بچه‌ها تفاوت هست و بلآخره همه که یکی نیستند
می‌گفت "تفاوت" جزئی از طبیعته و ازش گریزی نیست
می‌گفت اون کاری که بده تبعیضه

فلک

می‌گفت این کاری که من می‌کنم اسمش تبعیض نیست ، تفاوت قائل شدنه ...
خیلی درد داشت

اما امروز می‌فهمم که چقدر سخته به کسی که با همه فرق داره ، مثل همه نگاه کنی
خیلی درد داره

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()