در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

حاضرم

من حاضرم تیکه تیکه بشم تا یه لحظه اروم بشه.

 

کی آرامش خواست. من اوون را می خوام.

 

چرا منو نمی خواد ؟

   + نمک ; ۳:٠٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()