در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

بدبخت

تو از من بدبخت تری؟

تو تا حالا توی روی کی زورکی خندیدی؟ هااان

می دونی چند ساله دارم الکی می خندم؟

 شنبه 4 اسفند 1386 , ساعت 8:27 عصر

   + نمک ; ۳:٠٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()