در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

رسوا

اگر یه روزی بفهمم حتی تو هم بهم دروغ گفتی تو رو هم رسوات می کنم


کجایی بچه ؟ مگه نمی گفتی تا اخرش هستی؟ هاااان! اینا همش جزء بازیه


 شنبه 4 اسفند 1386 , ساعت 8:26 عصر

   + نمک ; ٢:٥۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()