در خلوت - جانم فدای امام نقی علیه السلام

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

مثل همیشه ...

یک شب که فکر می‌کنم شبی را به این تلخی تا به حال سپری نکرده‌ام ...
شبی که امید دارم هرگز روزی در پس آن نیاید تا شاید دیگر شاهد روزهای تاریک‌تر از شب نباشم ...

گویا دوباره این زیرزمین نمور تبدیل به قبر شده

تنهایم

همین!

   + نمک ; ۱:٥٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()