در خلوت - جانم فدای امام نقی علیه السلام

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

اضطراب

عصرهای جمعه من بیخود غرغر می‌کنم
هم‌سر هم الکی گیر می‌دهد

اما در عوض نمک پاره تا بخواهی می‌خندد
انگار کسی بهش گفته که تا بزرگ بشود تو میایی !

 

همین!

   + نمک ; ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()