در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

کمیل و حاجی

هر هفته بعد از دعا کمیل می رفتیم با حاجی سر شهدای گمنام . از قبر شهدا کل شهر پیدا بود. حاجی بهم می گفت ...

   + نمک ; ٢:٥۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()