در خلوت - جانم فدای امام نقی علیه السلام

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

آب و آتش

آب غالب شد به آتش از لهیب
زآتش او جوشد چو باشد در حجیب

چون‌که دیگی حایل آمد آن‌دو را
نیست کرد آن آب را کردش هوا

گویند مثل مرد ، مثل آب است و مثل زن ، مثل آتش
چون‌که حائل از میان این‌دو برداشته شود آب بر آتش پیروز و خاموشی از برای آتش است
اما اگر حائل و حاجبی میان آن دو برقرار گردد مثل این‌که آب را در دیگی ریخته باشند ...
آب است که اندک اندک گرم و به جوشش و غلیان افتاده تبدیل به بخار می‌شود

می‌دانی عزیز ! خوب نبود این‌جا حجاب باشد و خالی از این حرف‌ها
اما تو باور نکن که من آبم .... چرا که اگر بخواهی روغن شعله کشیدن‌هایت می‌شوم ...

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()