در خلوت - جانم فدای امام نقی علیه السلام

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

دیگه دیگه

یه وقتایی هم هست که دلم می‌خواد تو نباشی که هی بهم بگی: گریه نکن تو رو خدا و اینا

بعد تا خود صبح هی گریه کنم و سرمو بکوبم تو دیوار

   + نمک ; ۸:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()