گفت: نه!
اصلا فکرش را هم نمیکردم یه روزی اینجوری جوابم را دهند. تقصیر من بیچاره چیست وقتی دیگران مشکل دارند.
به یاد آن بیت شعری افتادم که میگفت: برادران زنم با من خوب نیستند...باید که برادران زنم را عوض کنم.
ولی من که نمیتوانم برادران زنم را عوض کنم. آخر هنوز زنی در کار نیست. اصلا چه ربطی داشت. مهم اینست که گفتند نه و تمام شد.
البته به نوعی هم آغاز شد. شاید تلنگری بخورم و فکری به حال این وضعیت نا به سامان کنم.
خدایا شکر تو؛ اگر چه فقط یک "نه" نصیب ما شد.
نظرات ()
