در خلوت - جانم فدای امام نقی علیه السلام

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

نام دیگر شهید

شهید

می‌گفت: هربار آمبولانس،
یا نه! بیمارستان،
یا خاک،
حتی آب،
دود،
گُل و هر چه می‌بینم،
پسرم چشم‌هایم را تار می‌کند...

راست می‌گفت،
اشک نام دیگر فرزند اوست.

   + نمک ; ٥:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
comment نظرات ()