در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

خودفریبی

در عرفان به یک مرحله ای رسیده ام که امروز صبح به خودم گفتم:
خب! حالا برای انجام هشت ساعت کار، تا شب ده ساعت وقت دارم!!

   + نمک ; ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

اشک ما را چرا درآوردی؟!

دیروز،
اولین بار بود...

 

از قاب که بیرون می آمدی
به جای شیشه ی قاب

دلت شکسته بود
و بغض من... 

   + نمک ; ۳:٤٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

نفهم ها

اینها که میگویند یک طرفه دوست داشتن سخت است...

اینها دردِ دوست نداشتن را

نه که نچشیده باشندها، نفهمیده اند!

   + نمک ; ٤:۱۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

تفریح سالم

درک نمیکنم وقتی این همه کار نکرده در دنیا هست؛

چطور کسی از تفریح لذت میبرد!؟

   + نمک ; ۳:٤٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

قتل

یادم باشد جلوی نفس کشیدن کسی را هم گرفتم،

جلوی لذت بردنش را از زندگی نگیرم!

   + نمک ; ۳:٢٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

کوررنگی

من هم لابد شعری میگفتم

اگر رنگ چشمهایت را میفهمیدم!

   + نمک ; ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()