در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

خدا تنها میخواهدت

نشسته است و خیره خیره لباسهایش را نگاه میکند...

   + نمک ; ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۱
comment نظرات ()

من، تو، باران

شکاف چیست؟
سقفِ دهان گشوده؛

یک سقف برای باران،
دو قطره باران برای سقف...

سقفی که در تب و تاب بازپرسی؛
زیر و رویش می بارند!

   + نمک ; ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱
comment نظرات ()

:|

فقط این اولین بار نیست که ادیتور را باز میکنم و لالمانی میگیرم...

   + نمک ; ۳:٢٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٥ آبان ۱۳٩۱
comment نظرات ()