عنوان ندارد!
همیشه حاضر بود. همه جا، هر کاری که بود انجام میداد
خیلی منتظر آداب و ترتیب نمیماند؛
از همه کم توقع داشت اما اگر به او میگفتند تو کار نکردهای! حسابی بدش میآمد.
روزش تولدش بود
برایش برنامه درست کردند و سنگ تمام گذاشتند
اما او به دانشگاه نیامد؛
سراغش را گرفتند
دیشب اعزام شده بود.... جبهه جنوب ... و هیچکس خبر نداشت.
انتخاب
بیشتر از نوشتن
به توانایی ام در انتخاب همکار
امیدوارم !
عدد کامنت ها و لایک ها این امید را می دهند
همین!
طویله
می توانم با خیال راحت ساعت ها کافی نت باشم
دیگر تا قبل از افطارحرص بازگشت نمی زنم
همین!
گریه
مادر یا پدر که شدی می فهمی
"هر گریه معنایی دارد"
اما نمی دانم باید چه بشوی تا بفهمی
معنای مدام خیسی این روزهای چشمت چیست ؟!؟
نمی دانم !
همین! مال هیچکس نیست!
حق
گیرم که از عشقت بشه گذشت
با حقت چکار کنم ؟!؟
همین!
حراج!!
به عشق داشتن روی تو، زندگیم را به حراج گذاشته ام...
می دانی؟ اگرنباشی عمرم را مفت فروخته ام....
ثانیه شمار!!
من از ضربه های ثانبه شمار ساعت متنفرم....
هرضربه اش می گوید:
یک لحظه ی دیگر درانتظارت گذشت....
یک لحظه بی تو گذشت....
می گوید:
یک لحظه کم دارم برای با تو بودن.....
سال نو!
رجب و شعبان گذشت
رمضان هم ...؛
یا مقلب القلوب و الابصار!
حیف است!!
حیف است دل تنگ مرا تاب ندارید
امید به چشم و دل بیتاب ندارید
ازدست رقیبان به خدا من گله دارم
آخر دل بیمار مرا حوصله دارید!!!!
مبارزه
ما هر دو به پیروزی میاندیشیم
با هم میجنگیم
من این سو و او آن سو
من ایرانی و او دشمن ایران
راه
هیچ راه گریزی نیست
بی چشم و دل
به کجا
میتوان رفت!؟
تکاپو برای جانشینی منتظری
تکاپو برای جانشینی، در زمان زنده بودن صاحب مقام!
یوسف صانعی یا مهدی کروبی
مسئله اینست؛
کدام یک جانشین منتظری میشوند؟!
شیخ ساده لوح بودن هم برای خودش مقامی است دیگر!
***
مردی به وسوسه افتاده بود که نامش حتمی در تاریخ ثبت شود. اما نه هنری داشت که ماندگار بماند، نه هوشی که خرج کشف و اختراعی شود، نه علمی و نه عشقی و نه تلاشی و نه... اندیشید چه کند؟!
آخرالامر نجاست به داخل چاه زمزم انداخت که نامش بماند. چه میشود کرد؛ هر کس را هنری است دیگر!
توافت
توافتی ندارند
بخلاف تفاوت
توافت و تفاوت ...
همین!
وارونه
دنیا وارونه است
وقتی که قرقره لاغرتر از این نمی شود
به جای اینکه بادبادکت
کوچک شود
نقطه شود
ناپدید شود
درست هر لحظه بزرگ و بزرگ تر می شود
دنیا وارونه است !
همین!
عشق اول
چه حالی دارد
از حرمت عشق اول بگویی
و ضرورت گرم نگاه داشتن زندگیِ نو تشکیل
و مراقبت از تجربه ی شکست در اولین رابطه
حرف هایت همه درست باشد
انگشت اشاره ات اما
اندکی به خطا برود
همین!
خدا نکند
نفرین میکنی مرا
هر بار که میشنوی
قصهی مردنم را
بدون تو
همین! مال هیچکس نیست!
فاصله
فاصله که میافتد بین نوشتن ها
انگار سخت میشود
راحت نوشتنت
در ممنوعه
سختِ سخت
همین!
دوستت دارم!
یک دقیقه سکوت ....
اوج احترام است برای آنانی که دوستشان داریم،ولی....
دیگر بین ما نیستند....
به خاطرت یک عمر سکوت می کنم....
می خواهم بدانی که.....
دوستت دارم
دوستت دارم
بدون تفنگ
بدون کلاه
حتی بدون سر
یخ چال
غسال خانه ها
منتظر باشند
همین زودی ها
غسل می دهند
جنازه ای یخ بسته را
که با همه ی گرمازدگی
برای آغوش گرم کسی
انگار تمام تنش
یخ چال بوده است
همین! مال هیچکس نیست!
آلوچه!
گفتی: اینقدر نگو دوست دارم مزه اش می پره!
گفتم: مگه مزه هم داره؟؟
گفتی: آره ترشه!!
عجیب نیست؟؟
تو از ترشی زیاد دلزده میشوی و من محتاج آلوچه ای کوچک ازسوی تو روزگارمیگذرانم!!
فقط همین!
قحطی
یکی نبود بگویدم
در این روزگار بی یوسفی
زلیخا شدنت چه بود!
*فاضل نظری می گوید:
دوک نخ ریسی بیاور، یوسف مصری ببر
شهر از بازار یوسفهای ارزان پرشدهست
تنگه واشی
عجیب نیست که قلب من بعد ازچندسال هنوز با نگاه مهربان تو میلرزد؟!
عاشق نگاه معصومت شدم!
فقط همین!
امروز!!
امروز،همه بامن سرجنگ دارند به جرم بی گناهی!!
چرا؟؟؟؟!
مرتضا
درست وقتی که در جواب پیامکِ ساعت و محل قرار
برایم نوشت انشاءالله
فهمیدم که نیم ساعت بعد از وقت مقرر
باید برایش این پیامک را بزنم
"حکما بعد از اون همه بدقولی
جایی برای گله و زودباش نیست"
همین! مال هیچکس نیست!
همراه اول
درست وقتی که مشتاق صدایت میشوم
زنی خوش صدا
فریبکارانه
بی آنکه مثل تو بهانهای بگیرد
نه مثل تو بغض آلود
انگار که لبخندی هم به لب داشته باشد
در گوشم می گوید :
موجودی حساب شما کافی نمی باشد
می بینی عزیز !
گویا واقعا
"هیچکس تنها نیست"
همین! مال هیچکس نیست!
چشمهایم
هر روز صبح
خمار !
به دنبال کسی
که روز را با او شب کند
و هر شب گریان
از بیثمری
همین! مال هیچکس نیست!
مشکلات
در هم میتنیم
و همین زودیها
یا تو در من
یا من در تو
حل میشویم
مشکلات اقتصادی
همین! مال هیچکس نیست!
ظالم
هنوز جای ترکههایت درد میکند :
"افسوس جوانها نمیدانند
و پیرها نمیتوانند"
و چه ظالم بودی که نمیکردی
و چه ظالم تری که نمیکنی !
یک روز به چوب نادانی
یک روز به خیزران ناتوانی
همین! مال هیچکس نیست!
دوری
دویست و شصت کیلومتر
فاصله میان "خر"هامان
و میان "خود"هامان
قیامت جداییست
نمک پارهی
عزیزم ، دلم برایت تنگ نمیشود
راستش را بخواهی
همین! مال هیچکس نیست!
هتل
میان همه اتاقهای این هتل
همین یکی سهم من است
میان همه کابوسها
کابوس بی ثمر رد شدن تو از انتظامات هتل
میان همه صداها
صدای شُرشُر آب دوش حمام
و میان همه لباسها
هیچ
لخت و عور روی تخت
چه انتظار غریبیست
همین! مال هیچکس نیست!
قطار
صدای هو هو چی چی
صدای قطاری که بر او سواری
قطاری که نه تو را به مقصد میبرد
و نه به تو رخصت ماندن میدهد
چه دردناک است
صدای هو هو چی چی
صدای قطاری که بر او سواری
همین! مال هیچکس نیست!
ناز و نیاز
تو را به ناز باید خواند
نه به نیاز
که با تو
هیچ نیازی نیست
تف
با هزار سر و صدا بالایت میآورند
و همین که میخواهی احساس بلندی کنی
پهن میشوی گوشهی چالهای خاکی
با کفش توی سرت میزنند
گِل میشوی ...
همین! مال هیچکس نیست!
ادب
گاهی احساس میکنم
نه تنها بویی از ادب نبردهام
که کاملا در این زمینه زکام هستم
من بی نهایت زکام ادبم
همین! مال هیچکس نیست!
گذشت
گذشت
هر چه بود گذشت
حالا دیگر شب ها روی بالشی خواب می بینم
که مال خودِ خودِ من است
همین! مال هیچکس نیست!
چشمهایت!!
پرسید:(( چند حرفیه؟))
می خواست تو پیدا کردن گمشده ام کمکم کنه...
گفتم:((هیچی)).
آخه چشمات , ((حرف)) نداره...
قطع و وصل!
بیچاره هر جا رفته بود خواستگاری
جواب رد بهش داده بودند
خسته شده بود و جای دیگری هم نمی رفت
شایدش بدش نمی آمد
یه دختری پیدا بشه، بیاد خواستگاریش ...
جبر
در این بی اختیار دیدن و شنیدن
و ایضا بی اختیار فهمیدن
حکمتی نهفته است
تا به حال به آن فکر کرده ای ؟
همین!
خواهش
حالا که وقت ملاقات ، فکر اندام نحیف و استخوانی اش نیستی
وقت دوری ، فکر اعصاب ضعیف و دلِ نازکش باش
باور کن گاهی برایش دردناکی
پ.ن :
با خودم بودم
همین! مال هیچکس نیست!
آب و آتش
گهی که آتش می گیرم
فقط تویی که آبی
گاهی که یخ می بندم
تنها تو آتشی
با من بگو
تو چیستی ؟!؟
همین! مال هیچکس نیست!
انحصار
نصیحت می کنمتان
به انحصار در نیاورید
چیزی را که دوست دارید
همین که تلاش کنی منحصرت شود
از دستش خواهی داد
قصه ی من و میوه ی ممنوعه هم همین بوده و هست ...
همین! مال هیچکس نیست
آب و نان عشق
آب و نان نمی شوند
حرف های عاشقانه
برای کسی
اما نیرو می دهند
به قائده ای که سال های سال
بی آنکه بخوری یا بنوشی
"زندگی" کنی !
همین! مال هیچکس نیست!
ترس
گاهی از خودت
گاهی از حضورت
گاهی هم وقتی هستی
از خودش
می ترسد !
همین!
خانم دکتر !
نمی خواهی نسخه ای دیگر بپیچی
بعد از این همه عمر
حالا که نسخه ات اثری نکرده ؟
همین!
داغ و دیوانه
- آن روزها داغ بودم
امروز دیوانه ام
بیا کاری برای خوشبخت شدنت بکنیم
- حالا دیگر ؟!؟
همین! مال هیچکس نیست!
می سوزم
دلم می سوزد
برای اینکه این روزها
دیگر توان گوش کردن غم و درد دل دوستانم را ندارم
بالاخص عزیزترهاشان را
دلم می سوزد
همین!
افسانه ی جومونگ
ای کاش میان ارتش اصفهان و شیراز ، بر سر پادشاهی قم اختلاف پیش میامد ...

پ.ن : الکی به خودت برای فهمیدن این پست فشار نیار ، اگر این قسمت جومونگ را ندیدی !
همین! مال هیچکس نیست!
تنهایی!!
تو را انتخاب کردم,
تا هر دو مان پایان دهیم,
تنهائی را ...
...
دیگری را انتخاب کردی,
تا هر سه مان آغاز کنیم.
تنهائی را...
نگاه تو...
در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود
پسورد
اصلا برای چه زندهای
وقتی کسی را نداری که بتوانی تمام پسوردهایت را در اختیارش قرار بدهی ...
هااااان ؟!؟
همین! مال هیچکس نیست!
آرزو!
با هم عاشق شدند
با هم ازدواج کردند
با هم به آرزوهایشان رسیدند
یکی به بچه
یکی به شهادت
صبر
من صبر می کنم برایت
اما، از کجا که عزرائیل صبر کند برایم!
مجنون لیلی
عزیزی برایم این لینک را فرستاده
ترسیده از رسوایی
و گفته از روزهای صبوری اش
شریک باشید با غم های دلش
همین! مال هیچکس نیست!
دل
گرفته و گشاده اش توفیری نمی کند
حالا که "قابض و باسط" حضرت اوست
همین!
شرک جلالی
برای اینکه عاقبت همان بشود که میخواهم
میگویم الهی هر آنچه تو بخواهی
همین! مال هیچکس نیست!
دلش!
خیلی چیزها را میخواست،
اما جرات گفتن خیلی چیزها را نداشت ...
او هنوز هم خیلی چیزها را میخواهد،
اما حالا حیا میکند
و خیلی چیزها را نمیگوید...
وقتی مجروح بود
وصیت کرد برایش حجله خوبی بسازند
و بگذارند لااقل یک هفته سر کوچه باشد
اما از شانس بد
خانم پرستار او را نجات داد ...
یک حرف کوچک
با هم رفتند تا بجنگند
با هم مجروح شدند
پدر از سر، برادر از سینه و مادر از دل
نماز باران
همچو باران
بی آنکه بخواهندت،
مهربانی بباران
مرثیه های ناشکری شان را هم
هیچ بگذار
و بگذر
من روزی را می بینم
که جماعت،
ایستاده اند به نماز باران!
خوابیم و حقیقت بخدا نیست به جز این
ما غایب و او منتظر آمدن ماست!
اتفاق قشنگ
کی قرار است بیفتی
اتفاق قشنگ من!
نکند آرزوی محال شوی
پشت بیداری غفلت آلودم
نکند مثل یک حسرت دور
نکند مثل خواب و خیال شوی
چشم دل
خیره ی مرز شایدها
باورم
پر از تردید
لحظه هایم پر از ترس است؛
می هراسم ز روزی که
پیکرم زیر خاک باشد
آن زمان در میان تقویمم
بهترین روز سال شوی
سایت تو!
...تو می آیی
و با طلوع ماه تو
بساط همه ی ماهواره ها برچیده خواهد شد
ماهواره ها حقیرترازآنند
که دربرابر خورشید جمال تو بایستند
آنگاه ندای أناالمهدی تو
برهمه ی شبکه های اینترنت
enter خواهد شد
و آن وعده ی الهی به وقوع خواهد پیوست
راستی شاید آن روز
تنها یک سایت برهمه ی شبکه های جهانی حکومت کند
www.mahdi.com
*نام شاعرش در خاطرم نیست
دانشگاه من!
لبانت با آن لبخند و سکوت؛
چشمانت با آن حجب و حیا؛
دانشگاهیست به حق،
که امید را در من زنده نگه میدارد.

احوال پرسی
اولی : خوبی ؟!؟
دومی مثل همیشه : الحمدلله
اولی : این که جواب خدا بود ، جواب من رو بده . خوبی ؟
دومی : نه !
اولی : ممنون
همین! مال هیچکس نیست!
شصت و چهار
می گوید به تو نمی خورد متولد شصت و پنج باشی
می گویم ای کاش متولد سالی دیگر بودم ...
همین! مال هیچکس نیست!
دود
کی گفته پیپ کشیدن من
ولو روزی چند بار
بازی با زندگی کسی محسوب می شود ؟!؟
باور کنید خیلی وقت ها فقط دود هم محرم است و هم مرهم ...
همین! مال هیچکس نیست!
برای من نوشته
عزیزی برای من از سانس های استخر و قرار کوهنوردی نوشته
گویا همه دست به دست هم دادند تا ما رو رسما از آیت الله شدن ساقط کنند ...
قویاً اعلام می کنم
اگر شکم من را در همین ابعاد بیمه می کنید
من هم استخر میام
هم کوه
در غیر این صورت شرمنده
چون آینده ی تحصیلیم برام مهم تر بید
همین! 
چرا ؟
تشک که همان فرش همیشگی ست
بالش همیشه انفرادی را بغل می گیرم
در فکرت فرو می روم
و از خدا می پرسم ؛
چرا ؟!؟
همین! مال هیچکس نیست!
تا بهشت راهی نیست!
روز آن زمانی معنا و مفهوم پیدا میکند
که یا تو اس ام اس میزنی:
"سلام. بریم؟"
یا من.
ریزبین
غایبان جلسه تنفیذ
به غایبان جلسه ی تنفیذ منتخب مردم



خجالت بکشید
باور کنید این ها هم از شما ایرانی ترند ...
ضمن خجالت کشیدن منزوی شدن ایران را هم در جهان تماشا کنید ...
همین! مال هیچکس نیست!
رفتن
برای تبدار شدن این دل،
دیگر نیازی به رفتنت نیست؛
همین که گفتی قصد رفتن داشتی،
انگار کن که رفتهای
دلم در حال سوختن است...
جایی برای ...
اطراف من
و حرف ها و رفتار تو
از دو طرف فشار می آورند
دیگر جایی برای آنچه دوست می دارم نیست
همین!
اوین
در روایت است از بی بیِ میوه ی ممنوعه
اگر بنده ای در ماه مبارک رمضان بخشیده نشد
در روز عرفه هم خداوند گناهش را نبخشید
در اوین حتما موفق به توبه و خودسازی خواهد شد
همین! مال هیچکس نیست!
تنها باش!
به من میگوید: "رفیق تنهایی"؛
بیانصافی است اگر دعا کنم همیشه تنها باشد؟!
فکر کن دعا هم بکنم؛
به دعای گربههای سیاه که باران نمیبارد!
خودسازی در اوین!
رمضان نزدیک است؛
برای یک دوره خودسازی میخواهم بروم اوین!
بشارت؟!
این مسیحیهای ایران چه میکنند؟!
نماینده مجلسشان را خواب برده انگار!
اسقف اعظمشان چرا حرفی نمیزند؟!
یعنی به این سریال بی مزهی یک شنبهها هم، باز ما بچه مسلمانها باید اول اعتراض کنیم؟!
هر قدر تلاش میکنم، نمیشود باور کنم که این عیسای "بشارت منجی"، بزرگیهای همان کودکی است که در سکانس آخر "مریم مقدس" در آغوش شبنم قلیخانی به حرف آمد!
استرس
میان صافی بی انتهای جنگل
وقتی جایی برای پنهان کردنِ بوسه ات پیدا نمی کنم

استرس جانم را می لرزاند
و من چقدر این استرس را دوست دارم
بگویید پارک ها را حجره حجره کنند
نمی خواهم استرس
تنها دوست داشتن لب هایت را
شریک شود
همین! مال هیچکس نیست!
خوبی هایت
چطور شیفتهی بدیهایت نباشم
وقتی برای رهایی من از عاشقی
خود را وادار به "بد بودن" میکنی ؟
همین! مال هیچکس نیست!
دکتر حسن عباسی
دکتر با نگاهی عمیق : شما صدای خوبی داری اما برای تقویت نفس حتما کوهنوردی و شنا را فراموش نکن
من دستی به شکمم می کشم و می گویم : آخر آقای دکتر با این حساب شکمم را چکار کنم ؟
دکتر چشمانش را ریز می کند و می گوید : نترس جانم ! با شنا و کوه حتما آب میشه
من خیلی جدی : بعد اگر آب شد ؛ منِ بدبخت چطوری آیت الله بشوم ؟
دکتر با نیشخند : ای بابا مگر رهبری و حضرت امام شکم داشتند که آیت الله شدند ؟
من با نیش ها در رفته : اما الگوی من آقای هاشمی رفسنجانی هستند
دکتر : ....
همین ! مال هیچکس نیست!
باور کن
بیانیه جمعی از ...
هر روز شاهد بیانیه هایی لبریز از بی سوادی و تعصب ؛ با امضاهای جمعی از ... هستیم
عجب روزگاریست
چقدر همه مدرس ، محقق ، مرجع ، دکتر ، استاد دانشگاه ، بسیجی و ...
همین طور پیش برود باید به زودی منتظر بیانیه ی جمعی از سیصد و سیزده سرباز امام زمان عجل الله فرجه نیز باشیم .
اوووه . کی میره این همه راه !!
همین! مال هیچکس نیست!
خلع لباس

تصویری از یک مرد کت و شلواری ؛ مایو پوشیده در استخر

پ ن:
میگفت تماشای یک روحانی بدون لباس روحانیت ؛ تماشای یک مرد کت و شلواری را میماند با مایو در استخر
همین! مال هیچکس نیست!
بچه بازی
مثلِ وقتِ بازیِ بچه ها با خاک
خوشحالم
حالا که من هم خاکیِ افتادن از چشمهای توام
بازیِ بچهها
شیرین
و بچه بازیِ به اصطلاح آدمبزرگها
تلخ ...
همین! مال هیچکس نیست!
اهل سیاست
"اهل سیاست، خیال میکنند که دور را میبینند؛ البت می بینند، اما نه خیلی دور را. حکماً اگر خیلی دور را میدیدند، کارشان توفیر میکرد. امیرالمومنین، روحی فداه، اهل سیاست بود، اما دورِ دور را میدید، جایی به قاعدهی قیامت دور و دیر... یا علی مددی!"
من او/ رضاامیرخانی/ صفحهی ٢٣٢
دستهای نداشته
با دستهایی که نداشت
آرام آرام
نوازششون میداد.
چای داغ
یک لیوان چای
داغِ داغ
در حضور تو
برای اینکه بسوزاند
زبانی را
که از بیان احساس عاجز است
همین! مال هیچکس نیست!
نمی خوام
من اگه بهتر از تو نخوام باید چکار کنم ؟!؟
همین!
ترس
نبودنت
تو کنار بیا
اما من ترجیح می دهم
هرگز با نبودنت
کنار نیایم
همین!
ابراز علاقه
به دست هایم
به لب هایم
به اندامم
به ذره ذره ی وجودم
فرصت ابراز علاقه بده
به خدا ظرفِ فقط واژه ها برای ابراز علاقه خیلی حقیر است
دارد منفجر می شود
تمام عروق و شریانات درونی ام
همین! مال هیچکس نیست!
امر و نهی
بخت بلند احمدی نژاد
حالا که وقت برخورد با احمدی نژاد شد
حالا که احمدی نژاد گند می زند
حالا که کسی باید او را تذکر بدهد
و دقیقا همین حالا ...
ملت همگی شده اند یک مشت سیاست زده و خسته از مبارزه برای ارزش ها
چه شانسی دارد این دکتر ... !
پ.ن:
خدا کند موضوع فقط بخت بلند احمدی نژاد باشد
همین! مال هیچکس نیست!
دلتنگی
عجیب واقعیت است
این نوشته ی تسنیم گرامی
"دلم برای بدی هایت تنگ شده!!
وقتی نیستی فقط خوبیهایت در ذهنم مجسم می شوند. دست خودم نیست.
آخ که چقدر دلم برای بدی هایت تنگ شده ... "
همین!
ازدواج موفق
آدم تا جوونه می تونه لنگی رو تحمل کنه
اما پیری خودش لنگی میاره
وای به حال کسی که توی پیری کفشش کفش نباشه
یا نه ! اصلا کفشی به پاش نباشه
همین!
فقط یک صفر
تو فکر یه سقفم ....
اما چه می شود کرد ؟
پولی که برای رهن منزل مهیا کرده ام یک صفر کم دارد .
فقط یک صفر !
همین!
رسوا
گاهی دوست داشتن بهت فشار میآره
اونقدر که دلت می خواد به یک نفر عشقت رو لو بدی ...
گاهی با افزایش شدت علاقه این موضوع مرتباً تکرار میشه ...
همین!
دندان
نمکپاره ها
دندان در می آورند
و اگر مجالی باشد
در فاصله ی میان درآمدن دندان ها
کمی رشد می کنند ...
همین! مال هیچکس نیست!
گناهکار
"- قرار بود با هم حرف بزنیم. هنوز هیچ حرفی نزدهایم انگاری...
- هیچ نگفتهایم، ارمیا! گاهی وقتها فکر میکنم من چه گناهی داشتهام الا دوست داشتن تو؟
- ترسم از این است که دیگر همین قدر هم گناهکار نباشی..."
بیوتن/ رضاامیرخانی/ صفحه ی 212
ناراحت
تذکر جدی ام داده اند
و الا می خواستم این را همین جا در میوه ی ممنوعه "راحت تر" بنویسم
نگذاشتند و از اینکه بیان احساسم لجن مالِ حضور حیا شد ، ناراحتم
همین! مال هیچکس نیست!
درباره الی
یک پایان تلخ
درست شروع یک تلخی بیپایان است
همین! مال هیچکس نیست!
