مدیر قانع
چه کار میشود کرد آقا؟
ما که به یک پیکان راضی هستیم. اگر نبود احساس وظیفه نسبت به تسریع درانجام مطالبات مردم، حتی حاضر بودیم فولکس هم سوار بشویم.
ولی چه میشود کرد؟ مجبوریم به خاطر مردم این بنزها و... را تحمّل کنیم.
اصلا" به خاطر مردم بدتر از اینهایش را هم حاضریم تحمّل کنیم.
همین!
عروس قانع
عروس خانم معتقد است باید یک چادر زد توی بیابان و کَفَش را هم روزنامه پهن کرد و همان جا زندگی کرد و به هیچ چیز "کمتر از این" قانع نمیشود .
بالاخره وصلت سر میگیرد ولی از بخت بد ؛ داماد بیچاره بد میآورد و یک خانه یک خوابه گیرش میآید و میماند که چطور به عروس خانم اطلاع بدهد که از معیارهای ساده زیستی عدول کرده و....
اما عروس خانم با کمال بزرگواری میپذیرد که زندگی در چنین سرپناهی را تحمّل کند تا بعدا" امکانات ساده زیستی فراهم بشود و....
دردسرتان ندهم این بزرگواریهای عروس خانم آنقدر ادامه پیدا میکند که حاضر میشود حتی زندگی در یک خانه سه خوابه با مبلمان فلان و اثاثیه بهمان را تحمّل کند و دست آخر داماد بیچاره را که تحمّل این همه تحمّل خانم را ندارد مجبور به طلاق میکند ...
به قلمتان دست نزنید مسخرگی در خود واقعیت است
همین!
از اشک و شهادت چمران
هنگامیکه ظلم را میبینم، هنگامیکه اَعلام دشمن را میبینم و هنگامیکه میبینم فریاد من در طوفان اَعلام آنها محو میشود، از روح کمک میگیرم، از عشق کمک میگیرم، از اشک و از شهادت کمک میگیرم.
بالشت
تمام تلخیها
یک یکِ زجرها
همه خون دلها
این بالشت را میماند
نصف زیر سر من است
نصف زیر سر تو
همین! مال هیچکس نیست!
سک سک
بیا با هم چشم بگذاریم ...
من ، تو ، قایم باشک
چه کوتاه است نوبت گشتن تو !
دل نازک من هر کجا باشد برای تو خودنمایی میکند
و چقدر حیرانی من ، وقت جستجوی تو طول میکشد !
آخر باورم نمیشود که جایی تو نباشی
قایم باشک را اصلا از کودکی دوست داشتم
همین! مال هیچکس نیست!
ستاد احمدی نژاد
امروز کلمهی ستاد احمدی نژاد را سرچ کردم ، با کمال تعجب دیدم مطلب اول وبلاگ خودمه!!
گویا به نظر آقای گوگل نم نمک تبدیل شده با ستاد احمدی نژاد !!
همین!
غوغای ابتلا
غوغای ابتلاست برای جوان بیست و دو سالهای که قریب به پنج سال حتی برای خرید نان هم سوار بر خودروی شخصی بوده و حالا که با انتخاب طلبگی اختیارا فقر را برگزیده ، درست وقتی دارد از بارش باران و رحمت الهی لذت میبرد چرخهای گل آلود ماشین نوجوانی که صدای موسیقیاش گوش محله را کر کرده است لباس سفیدش را که همسر به تازگی شسته ، لجن رنگ کند ...
همین! مال هیچکس نیست!
تفاوت بزرگ
هشت سال است ...
نه خوابم و نه بیدار
نه مردهام و نه زنده
نه سیرم و نه گرسنه
نه خوشحالم و نه ناراحت
در حالی که قبلش همهی اینها را با هم بودم !
همین! مال هیچکس نیست!
"او"
شما اگر کسی را از دست بدهید که مطمئنید در تمام زندگی هیچکسی شما را به اندازهی "او" دوست نداشته ؛ چه میکنید ؟!؟
زنده میمانید ؟
پس من چرا زندهام ؟؟؟؟
خانم دکتر مهرانگیز جمال
مهم نیست که ندانیم جمال است که مهر انگیز است یا مهر انگیزی است که جمال است ....
مهم اینست که خوب میدانیم هر دو آنها دکتر هستند و البته خانم
همین! مال هیچکس نیست!
مطهر
سلام
چقدر امسال بخلاف همیشه زودتر از شهادتت همه جای بوی مطهر تن تو را گرفت ...
همین!
مدافع نخواستیم
میگفت اگر با چیزی مشکل داری نمیخواهد با او خوب بجنگی ...
ازش بد دفاع کن !
نقل دفاعیات این روزها شده !
ای بابا ما اگر نخواهیم کسی از "سال اصلاح الگوی مصرف" دفاع کند ، باید چه کسی را ببینیم ؟!؟
همین! مال هیچکس نیست!
رئیس جمهور زن
نامزدی یک زن در انتخابات ریاست جمهوری کوچکترین منفعتش وسعت دامنهی رای دهندگان است
حمایت از حضور نامزد زن در انتخابات ریاست جمهوری نه از آن جهت است که مطمئنم حتی اگر در میان نامزدان ریاست جمهوری هزار زن هم حضور داشته باشند قطعا به عنوان رئیس جمهور انتخاب نخواهند شد ، بلکه اعتقاد قلبی من اینست که "مادرانی" در ایران اسلامی هستند که بتوانند از عهدهی وظایف دیگری ولو به بزرگی ریاست جمهوری هم بر آیند .
دلتنگی
جان کندن
نمیدانم این زندگی چه نوع جانکندنی است که مرگش فرا نمیرسد !!
خسته !
گناه
آنقدر "در مقابل چشمانت" گناه میکنم تا یک روز مرا با گناهانم بخری ...
نگاه کردنت مرا شیطان کرده
مثل او که وقتی نگاهش میکنم جیغ میزند و کار که به کارش نداشته باشی ساکت با عروسکهایش مشغول است ...
همین! مال هیچکس نیست!
توبه
درست ده سال است که هر شب قبل خواب از این گناه توبه میکنم و سوگند میخورم که تکرارم نشود ، ولی ...
بعد نوشت :
یک زیبا اشارهای زیبا به یک زیبایی کرد
گاهی آنقدر کورم که زیباییهایی به این عظمت را نمیبینم
خصوصا کامنت داده بود :
"زیبایی اش به این است که ده سال از توبه کردن ناامید نشده ای"
چیزی از بار گناه من کم نمیکند اما نکتهی در خور توجهی است
همین! مال هیچکس نیست!
من و رضا
امروز عصر با رضا امیرخانی خیلی خوش گذشت
امیرخانی کلی خندید و خندوند
ضمنا تایید کرد که هنوز هم به محمد علی ابطحی رای میدهد .
لب و شلاق
بیا ! اما اگر موقع رفتن میخواهی لبهایت را هم ببری ... شلاقت را بیار
شکر
همین که ... هستم ... خدا را شکر
همین که ... نیستم ... خدا را شکر
و خدا را شکر
تردید
پی.ام که هیچ این روزها برای باز کردن مسنجر هم دچار تردیدم
محرم
حتی برای یک محرم هم میشد نوشت!
میدانی از روزی که تو هم نامحرم شدی چند صد نوشته را به جای اینجا توی چند تا وبلاگ گذاشتم ؟
چشم
این که من تو را دوست دارم به تو هیچ ربطی نداشت
اما حالا که خواستی ، آن منی را که عاشقت بود کشتم ... مُرد
حلالیت خواستی ... چشم
گم شدنم را خواستی ... چشم
ناآشنایی خواستی ...چشم
هر چه تو خواستی ... چشم
و من هیچ نمیخواهم
همین!
جمال و جلال
شاید نگاه به گوشی بیاعتبارم میکند و میپندارد که من کم دوستش دارم
حق دارد !
حق دارد نداند تماشای دچاری با آن همه لطافت در کلام و حجب در نگاه مرا به کجای جمال کشاند که تمام طول سفر فراموش کرده بودم که اگر او جمال است من هم باید جلال باشم ...
حق دارد نداند که من میدانم دچار جمال است
حق دارد که نداند جمال است
حق دارد که نداند من جلال نیستم
همین! مال هیچکس نیست!
فاصله
فاصله ذهنی ما با اونی که اونجاست خیلی زیاده خیلی زیاد
انشاالله که برسیم...
مرزبندی
و من مدام مرز بین صداقت و حماقت را گم میکنم ...
روزه
و چقدر مطبوع است طعم گرسنگی در روزهای که نیتی جز تو نداشته باشد ...
این افطار را برای چشمان تو اشک میریزم
و برای لبهایت "فالله خیر حافظا" میخوانم
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
روز ماه رمضان زلف میافشان که زمین
بخورد روزهی خود را به گمانش که شب است
همین!
تکراری
بعضی وقتها هر چه به اطرافت نگاه میکنی چیزی برای رفع خستگی پیدا نمیشه
در و دیوار تکراری
لباسهای تکراری
قیافهی تکراری
مدل موی تکراری
کتابهای تکراری
ریدر تکراری
کامنتهای تکراری
دوستای تکراری
و همه چیز تکراری
خستگی تکراری
رفع خستگی تکراری ...
اه
همین!
فصول
بهترین فصل :
فصل جفت گیری
بدترین فصل :
فصل امتحانات
همین! 
ترافیک و دروغ
بیشتر ترافیکهایی که توی خیابونها میبینی حاصل فقط چند متر بیش از حد جلو رفتنه یک ماشینه
برای دو متر جلوتر افتادن دروغ نگو
همین! مال هیچکس نیست!
تکیه گاه
درست وقتی که نیستی میفهمم چقدر بهت نیاز دارم
میگویند :
بدی تکیه گاه روز نبودنش معلوم میشه .
اما امروز من میفهمم تو چقدر خوبی
همین!
امشب قرار بود
دقت کردهاید بیشتر سخنرانیهای دکتر علی شریعتی رحمةاللهعلیه با این جمله شروع میشه
"امشب قرار بود"
همین!


