در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

چرا سبز ها با آیت الله خامنه ای مشکل دارند ؟

اگر سید علی خامنه ای به سبزی سیاست دنیایی شان تن می داد

امروز سبز ها از همه ولایت مدار تر بودند.

   + یک پسر شیمیایی ; ٧:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

قدم قدم

دیروز مسیرت رو یک درجه از رهبری جدا کردی

امروز اما فرسنگ ها با اسلام فاصله داری ....

 

   + یک پسر شیمیایی ; ٦:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

بی نمک

دیگر دوستت ندارم

بی نمک!

 

   + باران ; ٩:٢٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

اسلام آمریکایی

ادعا نمی کنم اسلامم اسلام ناب محمدی ست،

اما یقین دارم اسلام گنجی تو آمریکایی ست.

   + یک پسر شیمیایی ; ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد

هوای سه‌باره خواندن! "داستان سیستان" امیرخانی به سرم زده است؛

مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد.

   + مهدی - بچه های قلم ; ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

آخرین لبخند

صبح با قایق جلو رفت و مدام خودش را نفرین میکرد.

به کنار اسکله رسید؛ بدنش لرزید.

بچه‌ها روی میله‌های تیز خورشیدی دراز کشیده بودند

و خونابه زیر شکم‌هایشان اطراف میله‌های خورشیدی را سرخ کرده بود.

این‌ها بچه‌های گردان غواص بودند که خورشیدی‌ها را بغل کرده بودند

تا پیکرشان بر روی آب شناور نشود و کمین دشمن متوجه حضور نیروها نشود.

اشک در چشمانش حلقه زد؛ یکی از آنها را می‌شناخت.

به زحمت انگشتان او را از لای خورشیدی بیرون کشید

نمی‌دانست گریه کند، داد بکشد!

فقط سرش را به سر او نزدیک کرد

هنوز لبخند بر لبش بود... 

 

   + مرتضا ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

سیاست ندار

به نظر من این موضوع

فقط و فقط جهت بازیابی اصلاحات له شده است و بس.

   + یک پسر شیمیایی ; ٤:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

آقا سید علی آفا

اصل اصلی اصول اصول گرایی، خود آقاست.

   + یک پسر شیمیایی ; ۸:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

نا...

خوشحالم که می دانی

حقم این نبود

...

   + مهدیه ; ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

بسم رب الشهدا و الصدیقین

نام " بی بی سی " که می آید

یاد " دایه مهربان تر از مادر " می افتم

.

.

و دروغ

   + یک پسر شیمیایی ; ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

نقد رهبری

وقتی روی سطل آشغال می نویسی: بیت...،
وقتی فضای نت را با الفاظی به مراتب بدتر از این
سیاه می کنی،
یعنی می‌گویی: من بلد نیستم تو را نقد کنم
من حدم فقط همین است که ناسزا بگویم؛
                                      فحاشی کنم؛
یعنی که من اهل منطق و استدلال نیستم؛
من سوادم به نقد تو نمی‌رسد.
یعنی که من همه‌ی حد فکری‌ام،
همین ناسزا گفتن‌هاست؛
همین‌هایی که حتی جماعت چاله‌میدانی هم
از بیانش مقابل یک خانم إبا دارند.

   + کبری آسوپار ; ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

تیر

دیگر دوستت هم ندارم،
که بگویم "دوستت دارم" و قلبم آرام شود ...

عزیز!
هر روز جای رفتنت، تیر می کشد.

   + نمک ; ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

پررو

میبینی و به روی خودت نمی آوری؟

واقعا که پررویی!

   + باران ; ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

محاکمه‌ی حرمت شکنان عاشورا

تظاهرات مردمی نهم دی ماه

غمگین مباش!
همین زودی‌ها، گره‌ای از بغض‌های هفت ماهه‌ات گشوده می‌شود.

   + نمک ; ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

اظهار نظر آزاد!

نظرات آزاد شد!

از این به بعد این‌جا هر کسی
خودش فرهنگش را نشان می‌دهد ...

همین!

   + نمک ; ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

محاکمه در ایران

چوب تنبیهش هرچه باشد؛

دادگاهش، خاکی آغشته به خون شهیدان؛
قاضی القضاتش حضرت حق؛
و دادستانش توده مردم هستند.

   + نمک ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

دل

گاهی
نه حرفی هست
و نه صدایی
هیچ چیز دیگری هم نیست
که دلداریم دهد!

 

   + نمک ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

دلم برایت تنگ شده

خواستم ازنگاهت بنویسم اما جوهر خودکارم افول کرد در برابرت

این روزها چقدر دلم نگاه مجذونت را می‌خواهد
یادت می‌آید پشت مانیتور می‌گریستی و من
دراین قاب بی‌جان نظاره‌ات می‌کردم؟

تو فکر کردی که تنها اشک‌های تو همیشه روان است

اما هرگز به ذهنت راه دادی که دل کوچک من تاب غم‌های تو را ندارد و چشم‌هایم همیشه با دیدنت گریان است؟

پرت و پلا زیاد می‌گویم
اما تو خود منظورم را بفهم!

دلم برایت تنگ شده

   + باران ; ٧:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

آتش

آتش که گرفته باشی
دوست نخواهی داشت

کسی در آتشت بسوزد

خاصا اینکه آنکس
خود شعله‌ی شیرین آتشت بوده باشد

   + نمک ; ۸:٤٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

سرماخوردگی

بغض دارم!
دلتنگت هستم!

به قول هم‌سر،
حتما باز سرما خورده‌ام!

   + نمک ; ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

مناظره زاکانی و اطاعت

شاید حالا بفهمند! چرا کروبی بین چهار نفر پنجم شد! +

   + مهدی - بچه های قلم ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

مناظره شریعتمداری و کواکبیان

حالا !
حالا که دیگر بعد از نهم دی ماه،
دست سران فتنه برای مردم ایران رو شده است،

شاید مناظرات دیرهنگام صدا و سیما،
جدای از آسیبی که برای مبهم کردن دوباره‌ی عرصه بر مردم تحمیل می‌کند،

سودی بزرگ دارد!

حالا مردم خوب می‌فهمند،
که چطور می‌شود مثل کواکبیان و مطهری و ...
از دشمن امام حسین علیه‌السلام هم

با لبخند دفاع کرد!

   + نمک ; ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

پاسدارهای شش ماهه!!

دور هم توی سنگر جمع شده بودند و از آینده می‌گفتند.

نوبت به محمد رسید.

محمد تو برنامه‌ت برای آینده چیه؟

- من تا شش ماهه دیگه بیشتر زنده نیستمٰ؛ من شهید میشم.

معروف شده بود به پاسدار شش ماهه!

به شش ماه هم نرسید و شهید شد...

   + مرتضا ; ٤:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

آجیل مخصوص!

به جمع تازه واردها رفته بود و شوخ طبعی‌اش باز گل کرده بود.

همه بچه ها دنبالش می‌دویدند و اصرار که به ما هم آجیل بده؛

اما او سریع دست  تو دهانش میکرد و می‌گفت: نمیدم نمیدم.

آخر یکی از بچه‌ها پتویی آورد و روی سرش انداخت و بچه‌ها شروع کردند به زدن.

حالا نزن و کی بزن! آجیل می‌خوری؟بگیرٰ، تنها می‌خوری؟ بگیر!

بالاخره در این گیر و دار یکی از بچه‌ها در آرزوی رسیدن به آجیل دست تو جیبش کرد.

آجیل مخصوص چیزی جز نان خشک ریز شده نبود.

فرمانده همه را سرکار گذاشته بود...

   + مرتضا ; ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

آخرین مرخصی

خنده های شیرینی بر لب داشت. از مهندس های جهاد بود.

گفت: «زنگ زدند، گفتند: بابا شدم. اگه میشه می خوام برم مرخصی»

لبخند زدم و گفتم: «مبارکه. باشه. تا کارت را تموم کنی من هم برگه مرخصی رو می نویسم».

هنوز نیم ساعت نشده برگشت؛ خونی و بی حرکت.

خمپاره خورده بود کنارش. کارش برا همیشه تموم شده بود؛ شهید شده بود.

دیگه به مرخصی احتیاجی نداشت... 

   + مرتضا ; ٤:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

عرق

بگوئید چیزی بنویسند

این عرق های جمع شده بر پیشانی

حرف مرا که گوش نمی دهند ...

   + نمک ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

دروغگو

دوست دارم بمیرم

وقتی

ادای ادم های عاشق را در میاوری

!

   + مهدیه ; ۸:٥٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

هیس

سکوتم از رضایت نیست

بی شک !

   + نمک ; ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

تکرار تاریخ ؟

سال 1367 :
موسوی (استعفا) + نامه رضایی(عدم امکان ادامه جنگ) + سکوت هاشمی = جام زهر
.
.
.
.
.
سال 1388 :
نامه موسوی(بیانیه) + نامه رضایی(عدم امکان ادامه وضع موجود) + سکوت هاشمی = ؟

...اما....
"ما اینبار تاریخ را تغییر می دهیم ...بصیر باشیم"

کامنتی از دوست خوبمان صفا

   + نمک ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

دیر شد

آن روز که فریاد می‌زد گوش‌هاتان نمی شنید؛

امروز دیر است!

سر حسین(ع) بر روی نیزه رفته است...

 

   + مرتضا ; ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

بدون تو

همه چیز همانجایی است که باید باشد

الّا دل من

   + مهدیه ; ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

امیدوارم

حالا که نیستی
یا شاید
حالا که نیستم
همه چیز بهتر است

امیدوارم که اینطور باشد !!

   + مهدیه ; ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

سرباز معتقد

در میانه‌ی سختی کارزار نبرد
سرباز معتقد
باید پا در رکاب باشد؛
چشم به لب‌های فرمانده
که بتازد و حقش را بگیرد
اگر هم هراس جان و مال و مقام هست،
یک گوشه بایستد به نگاه کردن،
نه اینکه به فرمانده
پیشنهاد تسلیم شدن بدهد!

*برادر محسن! سرداری‌ات را چند فروختی؟!

   + کبری آسوپار ; ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

برادر محسن! آن سبو بشکست و ...

تلخی جام زهر اول
از کام پدران و مادرانمان
به ما رسید 
              -میراث تلخ-
هنوز هم جانمان می سوزد...
باز هم اشعری‌ها
دم از حکمیت می‌زنند؛
               جام زهر دوم را پر می‌کنند...

   + کبری آسوپار ; ۱:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

دکتر رضایی

گیرم ولیِ خدا را نمی بینی که گستاخانه تعیین تکلیف می کنی

گذشتن از عاشورای حسینی را هم نمی بینی ؟!؟

بیدار شو !
پنج غروب از عاشورا می گذرد ...
بیدار شو !

دیدی دروغ نگفتم !
این دکتر رضایی
با آن برادر محسن زمان جنگ
زمین تا آسمان فرق دارد

   + نمک ; ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

دلخوری

از همان اول هم با بغض شروع شده بود

حالا چه بگویم از تماس هایی که با بغض ریجکت می شود ...

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

لالایی

لذت"مداحی کردن"

به جای "خواندن لالایی"

وقتی که فرزندت

نامش "حسین" است ...

   + نمک ; ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

عاشورا گذشت...

حر هم که باشی
توبه‌ات اگر قبل عاشورا باشد
قبول می‌شود...

عاشورا گذشته است؛
آقایان کوچک و بزرگ جمهوری اسلامی
برای بازگرداندن سران فتنه
دم از "باز بودن آغوش" ملت نزنید
ملت امروز فریاد می‌زد
مرگ بر موسوی را
مرگ بر خاتمی را
مرگ بر کروبی را

   + کبری آسوپار ; ٩:۳۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

عاشورائیان

" در بطن همه‌ی تلاش‌های ما، آرمان کربلا نهفته است و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاامروز، لحظه‌ای بر ما نگذشته است جز آنکه آن را با عاشورا محک زده ایم؛ و سر استقامت ما نیز اینجاست..."

سیدمرتضای آوینی

   + کبری آسوپار ; ٩:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

منتظری نستوه(!) پیش ندا ...

اینقدر نمی فهمند که در جهنم

عالم بی عمل را
پیش زنانِ ... 
عذاب نمی کنند !

این پست ویرایش شد!

   + نمک ; ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

قرارمون یادت نره!

رأیتون رو دزدیدن؟
خیلی زیادید؟
بی شمارید؟
آزادی می خواهید؟
مملکت دست کودتاچی هاست؟
پایه های نظام سست شده؟
همین روزهاست که پیروز بشید؟
.
.
.
فردا ساعت سه بعد از ظهر بیاین میدون انقلاب، شعار بدید!

*مطلب بالا رو جناب حسن الماسی در گوگل ریدر نوشته بودند، حیف بود که در آرشیو میوه ممنوعه نباشد.

   + کبری آسوپار ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

شهر در امن و امان است؟!

قرارمان که این نبود؛
قرار بود اگر خلخال از پای زن یهودی درآمد، روا باشد که مرد مسلمان از غصه بمیرد
خلخال که هیچ، زن یهودی که هیچ، ظهر عاشورا، چادر از سر زن مسلمان کشیدند...
مردان قوه قضائیه هنوز در خواب زمستانی غیرت، سرگرم بازی باخت-باخت دستگیری و برخورد قاطع! و گرفتن وثیقه و آزادی و دوباره گرفتن و... است؛ شاید هنوز مانده که خلخال از پای زن یهودی درآورند...

   + کبری آسوپار ; ۸:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

اصل ولایت فقیه

وقتی می‌گوید: "مرگ بر اصل ولایت فقیه"
یعنی اعتراف به اینکه ولایت فقیه یکی از اصول قانون اساسی است
یعنی می‌گوید مرگ بر قانون

یعنی فریاد می زند مقابل قانون ایستادنش را...

   + کبری آسوپار ; ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

باز هم سکوت؟!

... و باز هم کار به آنجا رسیده که
سکوت هر مسلمان
خیانتی به قرآن را رقم می‌زند...

   + کبری آسوپار ; ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

عاشورایی دیگر در مسجد اعظم اصفهان

ایستاده بودند و سعی در متقاعد کردن ماموران را داشتند.
می گفتند امروز عاشوراست و باید برای امام گریست.
می گفتند چرا مردم! را می زنید!؟

ناگهان صدای باحسین(ع) بلند شد و به زمین افتاد.

اشتباه نکنید او از جنس آن جماعت! نبود!!
چرا که جماعت "مسجد اعظم"ی همه شروع به تشویق کردند و کف و صوت زدند.

آنها شادمان بودند که یکی از یاران عاشورایی امام زمان(عج) را با چاقو به خون کشیده بودند.

کجایند آنها که بدنبال دیدن درندگی به جنگل می روند!؟ بیایید و توحش واقعی را از این جماعت ببینید...

   + مرتضا ; ٩:۳۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

 

این روزها چقدر زندگیم "بی نمک" شده است!

   + باران ; ۸:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

پیراهن عثمان

اصلاحات خون می‌خواهد
اما بیشتر از خون
این روزها
برای زنده ماندن
پیراهن عثمان می‌خواهد!

   + کبری آسوپار ; ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

اینجا تهران است...

اینجا تهران است
بزرگترین پایتخت شیعه‌ی جهان
ظهر عاشورا
عده ای سوت و کف زدند
کل کشیدند
ظهر عاشورا به مردم نمازگزار حمله کردند
خانه و ماشین و موتور و بانک آتش زدند
اینجا تهران است
حامیان "میر..."
ظهر عاشورا
قرآن به آتش کشیدند

اینجا تهران است
شهری که کاباره هایش هم
زمان حکومت طاغوت
به احترام سید الشهداء
تعطیل می شد...

   + کبری آسوپار ; ۸:٠٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

مسلمین امام خویش را می کشند!

"مسیح را مسیحیان نکشتند،
چگونه است که مسلمین امام خویش را می کشند؟!"

فیلم سینمایی روز واقعه

   + کبری آسوپار ; ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

یاران عاشورایی هزار سوم...

و ای رهبر و مولای ما؛
بدان و مطمئن باش که یاران عاشورایی‌ات، تا آخرین قطره خون، در راه تفکرات حسینی‌ات ایستاده‌اند و مرگ در راه حق و حقیقت حسینی را، افتخار خود می‌دانند.

چرا که عاشورا این را به ما آموخته است. +

   + مهدی - بچه های قلم ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

ما و کربلا

هر کسی می خواهد ما را بشناسد
داستان کربلا را بخواند...

سید مرتضای آوینی

   + کبری آسوپار ; ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

می ترسم...

خشکسالی
تمنای 1370 ساله ی فرات
-از سر شرم ناتوانی اش-
برآورده نمی شود؛
تاوان ناتوانی اش

مبادای من
تمنای سالیان ابدی بعد از ظهور است
تمنای مرگی
از سر بی وفایی ام
مباد که برآورده نشدنش
تاوان بی وفایی ام شود

   + کبری آسوپار ; ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

دست های فاصله

چهار فصل تقویم زندگی‌مان را
زمستان
پر می کند

بهارمان در دست‌های فاصله مرده است

   + کبری آسوپار ; ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

یک زندگی بی مزه!

می‌ریزم در رگ لحظه‌هایت
طعم نبودنم را...

آوار می‌شود
روی زندگی‌ام
طعم نبودنت...

زندگی‌مان
بی‌مزه می‌شود!

   + کبری آسوپار ; ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

تو نیستی

آفتاب سایه‌ات که روی سرم نیست
شعاع نور ستاره‌ها
قد می‌کشد!

*تنها ماندم

   + کبری آسوپار ; ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

اشک شوق صانعی

وقتی قبل از آغاز تشییع شیخ، بین تشییع کنندگان، رساله‌ی صانعی توزیع می‌شد، پی به عمق ناراحتی! صانعی از فوت جناب منتظری بردم...

*بیچاره کروبی که از این یک فقره مرده خوری محروم مانده؛ گرچه حق الباقی فقره ها برایش محفوظ است انگار!

   + کبری آسوپار ; ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

آفتاب پرست

خاطرم نمی‌رود
جشن و پایکوبی رسانه‌های سبز را

بعد از بی‌احترامی به تمثال مطهّر امام و رهبری
قبل از اعلان حرکت کثیفشان از صداوسیما
و قبل از به خشم آمدن مردم شریف ایران زمین

حالا دیگر هرچه می‌خواهند رنگ عوض کنند
خاطرم نمی‌رود ...

   + نمک ; ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

انگار

انگار فرومایه‌ای

انگار هیچکس نیستی

انگار اصلا نیستی

   + نمک ; ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

یادم تو را فراموش !

دردناک است

با دیدن خودم هم

یاد تو میافتم

   + نمک ; ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

آیا سبزها هم مرجع تقلید دارند؟!

"رابطه با مردم، رابطه معلم و متعلم است، نه رابطه مراد و مرید،  نه رابطه مقلد و مقلد که تقلید بکنید. مگر مردم میمون هستند که تقلید بکنند؟"

هاشم آغاجری/ ٢٩ خرداد ٨١/ خانه معلم همدان

   + کبری آسوپار ; ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()