در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

آزار

تو ؟
آزار؟؟؟!!
جمع نمیشه
اونقدر لطیفی که حتی اگه از یادم در بیای و بری توی چشمم ؛ باز آزاری نداری
همین!

   + نمک ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

گره

طناب نگاهم را هر بار از تو بریدم و از نو گره زدم
این طور چندی دیگر مژه های کمانت را روی پلک‌هایم احساس می‌ کنم
و گرمی لبهایت روی لبانم ....

نزدیک بیا

   + نمک ; ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

چاه دل

آن‌قدر ریخته‌ام حرف به چاه دل خویش


که به همراه من چاه به حرف آمده است

   + مرتضا ; ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

شهید عرفه

می‏گفت ابی عبدلله اول در عرفه به شهادت رسید و بعد در عاشورا شهید شد ...
با این تفسیر شهادت در عرفه کم تر از شهادت در عاشوراست ؟؟

.

حاج احمد آقای کاظمی ، دلم لک زده برای سردی سنگ مزارت
بطلبمون حاجی

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

روی ماه خدا

نوشته بود :

از خدا برگشتگان را کار سخت نیست
کار ما سخت است کز ما خدا برگشته است

نوشتیم :

فاین ما تولو فثم وجه الله
کدام طرف روی خدا نیست؟
خدا بزرگ تر از آن است که روی از کسی گرداند

همین!

   + نمک ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

قربانی

نوشته بود سخت است

کامنت جای جوابش نبود
فقط نوشتم ان مع العسر یسرا

گاهی ترجمه اش می کنند که بعد از سختی وقت راحتی است
اما معنای معیت , بعد نیست

عسر همراه یسر است
تفسیر این هم باشد برای بعد ...

همین!

   + نمک ; ٦:٤۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

شکستم

هر چی که آینه بود زدم شکستم ...

آخیش

   + نمک ; ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

دعوت به عشق

او فقط دعوت به عاشقی کرده
یکی با وعده ی عشق خلیل می شود
یکی هم بهانه می گیرد و عمل می کند … می شود پدر بندگی خدا ….
یکی خلیل بت شکن شد
یکی هم خود شکست و سیادت خود شکستگان را نوش کرد
جان فدای آن شیخ و جانان فدای این پیرمغان…
همین!

   + نمک ; ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

عرفه

عرفه روز شناخت نائب امام زمان ....

امان از کوفیان

   + نمک ; ٧:٠٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

کشته مرده‌های تو

کاظم بهمنی

کسی که در حضور تو غــــزل ارائه می‌کند
حـــــرف نمی‌زند تو را، عمل ارائه می‌کند

فقـــــــط برای کام خود لـب تو را نمی‌گزم!
کسی که شهد می‌خورد عسل ارائه می‌کند

نشسته تـوی دفترم نگاه ِ لـــــــرزه افـکنت
و صفحه صفحه شاعرت گسل ارائه می‌کند

به کُشته مرده‌های تو قسم که چشم محشرت
به خاطر ِ معـــاد تـو  اجـــل ارائه می‌کند

«رفــاه ِ» دست‌های تو شنیده‌ام به تازگی
برای جــذب مشتری «بغـــل» ارائه می‌کند

بگو به کعبه از سحر درون صــــــف بایستد
ظهــر‌، قریش ِ طبع من هبل ارائه می‌کند

ظهــر، کلاس ِ دینی و مـن و تـو  و معـلمی
که هی برای بـــودنت عـلل ارائه می‌کند

و غیبتی که می‌زند برای"بهمنی"ست که
نشسته در حضــــور تو غزل ارائه می‌کند...

,

ادامه مطلب
   + نمک ; ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

ارزش

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   دست همه حاضرین بالا رفت.
سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.
سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   و باز دستهای حاضرین بالا رفت.
این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.
سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.
و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبه‏رو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم.

ادامه مطلب
   + نمک ; ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

دلم هوای تو کرده .... بگو چه چاره کنم؟

بغض برای امشب دیگر بس است
امشب هم در بیداری نیافتیمت
می‌رویم بخوابیم
شاید چاره‌ساز باشد
منتظرت می‌خوابم

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٢:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

ریدر

بعد از مدت‌ها ریدرم صفر شد

خسته کننده بود

خیلی‌ها را نتونستم کامنت بذارم

دلیل این نیست که نخواندمشون

همین!

   + نمک ; ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

تست

کدام غلط است؟

الف)"توبه" بی "تو" ٬ "به" است....

ب)"توبه" به "تو" ٬ "به" است.....

ج)"توبه" یعنی "تو" "به".....

د)"تو" "به" از "توبه"....

از : سید سلمان خلیفه سلطانی

   + نمک ; ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

حمایت

گاهی حمایت میکنیم چون ضعیف است
گاهی حمایت میکنیم چون قوی است
گاهی حمایت میکنیم چون نیاز به نشان دادن خویش داریم
گاهی حمایت میکنیم  چون قصد نشان دادن او را داریم

از:حاجی بوترابی

   + نمک ; ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

محو می‌شود

مثل آن روز که قطره‌های خون ، لابه لای جوی باران محو می‌شدند
روزی ذره ذره قطرات خونم را به همان جوی آب منتهی به حرم امام رضا می‌دهم ....
درست مثل روز مبادا

همین!

   + نمک ; ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

چت و چاه

کاش می‌شد با چاه چت کرد

همین!

   + نمک ; ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

وابسته

وابسته‌ای چو من به جهان بی‌پناه شد

همین!

   + نمک ; ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

اگنور ؛ بلوک ؛ پریویت

کاش روی سنگ قبرم با دامن چین دار ، چهاردستمال میرقصیدی ، این بلا را سر من نمیآوردی

 

   + نمک ; ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

شاید

شاید خوب باشد این ترکیب

هم‌سر و شوی‌هر

خودم که می‌پسندمش

‌هم‌سر و شوی‌هر

همین!مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

عجب

عجب ؛ پشت نامه رو جا انداختم:

نقاشی هم‌سر

یادش بخیر یه قلب و یه تیر اول همه کتابام بود .

پ . ن :
این طرف دیگه امضاء و چیزی نداشت

 

همین!

   + نمک ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

بعد از دو روز تنهایی...

بعد از دو روز تنهایی امروز روی اوپن پیداش کردم و کلی انرژی گرفتم :

با گریه‌های صبحت دلمو آتیش زدی
خیلی دوست دارم . اینو با تمام وجودم می‌گم
چند روزی می‌رم و دوباره میام پیشت
به این خونه و به با هم بودن ( من و تو و بچه ) عادت کردم ولی دل اون طرفی‌هارو هم باید به دست بیارم بهشون سر بزنم
به خودت برس ( نخوری نکن‌ )
دوست دارم یه عالمه

امضای جدید : مامان محمدحسین

پ . ن:
1- هیچ اصلاحی در متن نامه ندادم
2- نوشتمش تا یادگار بمونه

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

فقر و شرف

می‌گفت به فقرا بد نگاه نکن

هر فقیری دیدی به این فکر کن خدا یه شرافتی درش دیده که بهش فقر داده

همین!

   + نمک ; ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()