در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

عنوان ندارد

همش تو ذهنم دارم این صحبتش را مرور میکنم.

میگفت : چند سال پیش توی گلستان شهدا یه شهید را دیدم که نوشته بود 24 سالگی شهید شده. با خودم گفتم هنوز چند سال دیگه تا اون سن هست. چند روز پیش رفتم گلستان تا چشمم به عدد 24 خورد یه دفعه به خود اومدم دیدم منم 24 ساله شدم. محاسنم در اومده. و هنوز ...

خدایا میترسم از روز قیامتت اگه با عدلت با من برخورد کنی.

   + مرتضا ; ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

دل من

حتی شهامت یک بوسه را هم نداری آن‌وقت من فکر می‌کنم دل من در لباس‌های توست ...

 

   + نمک ; ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

تازه

گاهی داشتن همین مقدار دوست هم کلافه‌م می‌کنه

گاهی دلم می‌خواد دنبال دوستای تر و تازه بگردم

گاهی هم هر دو حالت رو با هم دارم .... مثل حالا

   + نمک ; ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

عید و اعتکاف

کاش می‌شد به جای دید و بازدید ؛ ایام عید رو اعتکاف گرفت ...

اعتکاف شاید یه گوشه‌ی شلمچه یا حتی طلائیه ....

من که به گوشه‌ی یه مسجد مخروبه هم قانعم ....

یا نه اصلا به هر کجا بدون نت

زندگی بدون اینترنت مثل اعتکاف شیرینه

   + نمک ; ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

خواستن

خیلی وقته دنبال یه گوشه‌ام تا بخزم اون‌جا و های‌های گریه کنم ...

دلم یه اعتکاف می‌خواد

خدایا شکرت که برای هر کار اسبابی قرار دادی

و خدایا صد هزار مرتبه شکرت که دامنم رو از هر اسباب خیر و شری پاک کردی ....

نداده‌هات رو عشق است

 

همین!

   + نمک ; ۱:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

اعتماد

باور کن اصلا بحث اعتماد به نفس نیست

اعتماد به خداست که گاهی بعضی‌ها رو مثل کوه محکم می‌کنه ....

   + نمک ; ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

جالب بود

ممنون!

از امروز صبح, تو رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می کنم
تو رو با پاهای عشق راه می برم
تا زمانی که مرگ
ما دو نفر رو از هم جدا کنه ...

   + نمک ; ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

اضطراب

عصرهای جمعه من بیخود غرغر می‌کنم
هم‌سر هم الکی گیر می‌دهد

اما در عوض نمک پاره تا بخواهی می‌خندد
انگار کسی بهش گفته که تا بزرگ بشود تو میایی !

 

همین!

   + نمک ; ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

گل گفتی گلم

چقدر خوبه که تو ، منِ من باشی و من ، منِ تو ....

   + نمک ; ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مهربان

گاهی وقت‌ها خیال می‌کردم که دنیا می‌توانست چقدر زیبا و دوست‌داشتنی باشد ....

اما حالا می‌فهمم که خدا حتی از خیالات ما هم مهربان‌تر است ...

خدایا شکرت که این را می‌فهمم

 

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

نمی‌دونم

خدایا من که نمی‌دونم چشه؟

خودش هم که نمی‌دونه چه مرگشه

تو که می‌دونی خوبش کن ....

 

اگه خواستید دعام کنید به خدا این رو بگید....

   + نمک ; ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

اطمینان

دیگه نسبت به هیچ حرفی مطمئن نیستم

حتی نسبت به همین حرف

شاید مطمئن باشم به یه چیزایی و نمی‌دونم

   + نمک ; ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

یک نفر

یک نفر محکوم به همیشه تلخ و زورکی خندیدن ...

صدایش را نمی‌شنوی ؟!؟

   + نمک ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

من !

وقتی می‌نشینم جلوم و درسام رو می‌خونم خیلی لذت می‌برم

درس خوندنم رو دوست دارم

همیشه بهم می‌گم : تو رو خدا درسم رو بخونم تا آینده‌ی خوبی داشته باشم

همیشه دوست داشتم یه روزی در لباس یک معلم ببینمم ....

   + نمک ; ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

بن مضارع

چطور می‌شود از بازی که ساخته شده از بن مضارع باختن است انتظار برنده داشت ؟!؟

برنده را مطمئن نیستم اما
مطمئنا هر بازی بازنده‌ای خواهد داشت ...

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٧:۱٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

نمی‌فهمم

گاهی نمی‌فهمم که باید برای نماز خواندن انرژی صرف کنم
یا باید از نماز خواندن انرژی بگیرم ؟!؟

یا به‌تر نفهمم ....

دارم در راه خدا خرج می‌کنم تا به دست آورم
یا دارم از چیزی از خدا به دست آورده‌ام برایش خرج می‌کنم

؟

   + نمک ; ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سیاست و بستنی

از یه طرف خستگی از هر چی بحث سیاسی و اعتقادیه ...

از طرفی هم گرم شدن هوا ...

همه چیز برای خوردن بستنی محیاست ...

+

پاییز و زمستان همگی رفتنی اند
تنها فقط این خاطره ها گفتنی اند
گرمای تنت چله ی تابستان است
لب باز نکن لبان تو بستنی اند

   + نمک ; ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

جاده‌ی تو

تمام راه‌ها را بستی ...

حتی راه درست راندن رو ...

دیگه حتی دنده عقب هم جا نمی‌ره ....

   + نمک ; ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

عقل و دل

می‌گفت آن‌کسی که انسان را راه می‌برد عقل نیست
انسان فقط برا غریزه و دل حرکت می‌کند

عقل فقط چراغ راه است ....

یک ماه تمام رویش فکر کرده‌ام .... بی‌نتیجه
کمک کنید

همین!

   + نمک ; ٢:۳٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

راهیان نور

چیزی به اردو بازدید از مناطق جنگی نمونده.

یعنی آماده شدم؟

   + مرتضا ; ۱:٤٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

عشق و درد

نوشته بود : عشق درد دارد

نوشتم : جز درد ندارد

 

همین!

   + نمک ; ٦:٢٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

چرا مردم فقیرند ؟

مردم ، فقیر و نیازمند و گرسنه و برهنه نشدند ...
مگر به سبب گناهان ثروتمندان .

با عدالت است ، که کار مردم اصلاح می شود.

   + نمک ; ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

منچ یا مار و پله

جایی خواندم :
در زندگی اگر مهره‌ای که با خون دل به جلو می‌برید زمین بخورد ، به خاطر نیش مار بی‌ احساسی نیست که فقط دراز کشیده تا بخت از شما روی برگرداند

رقیبی دارید که شرایطی مساوی با شما دارد و به دنبال‌تان است همان‌طور که شما در تعقیب او هستید...

زندگی به منچ شبیه‌تر است ....

 

همین!

   + نمک ; ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

کریم

توی این روز عزیز ازت می‌خوام بدهکاری رو ازم بگیری و جاش هر چیز دیگه‌ای که می‌خوای سرم بیاری

   + نمک ; ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سرمای خواب‌آلود

جدا که زمستان بودی و سرد
ریشه‌ام را خشکاندی ...

این خواب هم بگذرد
تمام خواب‌ها یک روز تمام می‌شوند
و این بیداری نفرین شده است که می‌آید

هر جا که بروی دستگیرت می‌کنند به اتهام رحمی که ازش زائیده شده‌ای...
بهار بیا و به دادم برس

همین!

   + نمک ; ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

با تو ام

من زندگیم رو از تو می‌خوام

   + نمک ; ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

بی ‌بی

می‌گفت بی‌بی هم‌چه روزی خنده‌ای کرده که سفیدی دندانش ظاهر شده ...

بی‌بی خدا لعنتشون کنه ...
می‌بینی تا قیامت ملعونند ...

همین!

   + نمک ; ٥:٢۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

تزئینات

به به ...
می‌گفت تزئینات جشن عروسی‌شون چند تا پوستر از عماد مغنیه و سید حسن نصرالله بوده ...

اگه جشن عروسی این‌طوری باشه ....
من زن می‌خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام نیشخند

نگراناسترسوقت تمام

همین!

   + نمک ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

چک باکس

یه کامنت و یه آفلاین من رو برد به خاطرات خیلی قدیمی ...

تمام ایمیل‌هام رو تا زمان تیرکمون شاه دوره کردم

من چقدر آدم زشتیم!

   + نمک ; ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

ترس

خدا هرگز نمی‌ترسد

تو هم یاد بگیر و از له شدن نترس

همین!

   + نمک ; ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

ستاد تبلیغات واکسی

سلام

آخرین اظهارات کروبی در رابطه با ستاد تبلیغات انتخاباتی‌اش :

دبیر کل حزب اعتماد ملی عصر امروز در جمع خبرنگاران خطاب به رئیس سابق ستاد تبلیغاتی‌اش گفت : جناب آقای کرباسچی متاسفانه باید اعلام کنم شما به درد واکسی هم نمی‌خوردید . شما که هنوز فرق صندل و احیانا نعلین را با کفش نمی‌دانید همان به‌تر بروید و شهرداری تهران را به عهده بگیرید .

صندل

دبیر کل سابق مجمع روحانیون مبارز در ادامه‌ی اظهارات خود رئیس جدید ستاد تبلیغاتی خود را معرفی کرد .

رئیس ستاد تبلیغاتی

تصویری از کفش‌دار شدن کروبی بعد از شکست در انتخابات ...

کفش

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مردد

مطلبی که برای نم نمک نوشته بودم پاک شد

هر کاری کردم نتونستم عین همون رو بنویسم

خب من اینطوریم که یه حرف را دفعه‌ی اول فقط خوب می‌زنم

دوباره نوشتمش ولی اونی که می‌خواستم از اب در نیومد

و حالا مرددم که پابلیشش کنم یا نه

یکی به من مشورت بده ...

   + نمک ; ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سربازان گمنام انقلاب

بهش می‌گفتم آخه عزیز من ، تو زن می‌خوای چکار ؟!
تو که هر شب باید برای دیدبانی مردم لابه‌لای شمشاد‌ها یا روی پشت‌بوم‌ها بخوابی ... زن گرفتنت چیه ؟

فضول خان!

خان فضولاا

می‌خنده و سرخ می‌شه ...
خیلی مهربونه ....
اگه مهربون نبود که نمی‌شد باهاش از این شوخی‌ها کرد قلبنیشخندماچ
داداش ! این یه وقت فکر نکنی خر داره ماچت می‌کنه ... دارم با ماچ خرت می‌کنم خجالتماچ

همین! هیچکس نیست!

   + نمک ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

باز هم تنهایی

بعد از سه روز تنهایی امشب از فریزر یه وعده غذای یخ زده گذاشتم روی بخاری و رفتم کلاس قرآن

حالا هم برگشته‌ایم از کلاس و شام می‌خوریم ...
یه نوشته هم توی نم نمک نوشته بودیم می‌خواستیم امشب بفرستیم که حالا هر چه دنبالش می‌گردیم نیست ... خیلی زور داره خیلی براش زحمت کشیده بودم

همین!

   + نمک ; ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

موزه شدی عشق

سری به جهالت نوشته‌هایم زدم ...
چقدر مشکی دوست بودم ... حتما برای مشکی پوش بودن اوست

مشکی پوشی که نه اندازه‌ی خدا دوستش داشته باشم ، اما لااقل از احکام الهی که دوست داشتنی تر بود ...

مجنون بودن به سبک فرهاد که تا دردت بگیره نعره‌ات به آسمون بلند بشه ، کار سختی نیست ... له شدن زیر سکوت عشقت رو عشقه

همه‌ی این حرفا سندش خورد به نام یه آدم فراری ... همین روزا شهرداری با کاردک صافش می‌کنه و به جاش خانه‌ی عفاف می‌سازه


همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

تکلیف!

این مملکت هم به درد ما نخورد!

یه روز هوا ابریه!

یه روز آفتابیه!

یه روز بارونیه!

اصلا تکلیف ما را روشن نمی کنه!

   + مرتضا ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

قبله‌ی مایل من

عجیب میدان جنگیست ...

محل حرب

همین!

   + نمک ; ٥:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

آب و آتش

آب غالب شد به آتش از لهیب
زآتش او جوشد چو باشد در حجیب

چون‌که دیگی حایل آمد آن‌دو را
نیست کرد آن آب را کردش هوا

گویند مثل مرد ، مثل آب است و مثل زن ، مثل آتش
چون‌که حائل از میان این‌دو برداشته شود آب بر آتش پیروز و خاموشی از برای آتش است
اما اگر حائل و حاجبی میان آن دو برقرار گردد مثل این‌که آب را در دیگی ریخته باشند ...
آب است که اندک اندک گرم و به جوشش و غلیان افتاده تبدیل به بخار می‌شود

می‌دانی عزیز ! خوب نبود این‌جا حجاب باشد و خالی از این حرف‌ها
اما تو باور نکن که من آبم .... چرا که اگر بخواهی روغن شعله کشیدن‌هایت می‌شوم ...

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مرضی

چنگ نزن ، پاک می‌کنم

دومین نوشته‌ایست که از صبح بعد از نوشتن به دستور دوستان حذف می‌کنم ....

همین!

   + نمک ; ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

هم که

او که نبود
او هم که رفت
او هم که نیست
او هم که می‌رود

در دین ما داشتن چهار او به شرط عدالت جایز است

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

دلم تنگ شده

خداحافظ سیاهی ها

خداحافظ روضه های امام حسین(ع)

خداحافظ آی روضه های ابالفضل(ع)

شما هایی که هر دو با هم رفتید به میدان

شما هایی که پشت سر هر دو تون می خوندن " ای ساربان ..."

یعنی میشه محرم سال آینده را هم ببینم

هنوز هیچی نگذشته دلم تنگ شده

   + مرتضا ; ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

فقط همین

مشکل فقط همین بود ....

 

دوستم نداشتی

همین!

   + نمک ; ۳:٢٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

معشوق

من هم که عاشقت نباشم ...
تو یک معشوق واقعی هستی

   + نمک ; ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

شمایل

باشد قبول !
هر کس به غم خود بمیرد
اما این‌جا ؟! گوشه‌ی غربت

دیشب "سه نقطه" می‌خواندم و اشک می‌ریختم
جایت سبز

همین!

   + نمک ; ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

گرگ‌زاده دسته‌ی خودش را هم می‌برد !!

آن وقت‌ها نصیحتشان می‌کردیم که نگذارید باب توهین و هتاکی‌ها باز شود
گوش نکردند ؛ مثل هزاران حرف دیگر که گوش نمی‌کنند
خب حق است به سرنوشتی که طالبان برای پروراننده‌ی خود آمریکا رقم زد دچار شوند .

دیدید آقایان دوم خردادی ! چاقو دسته‌ی خودش را هم می‌برد ...
به هر حال این‌ها دست پرورده‌های خودتان بودند ...
نکند می‌خواهید ادعا ‌کنید نیک‌آهنگ‌ها و هتاکان خارج از کشور که حالا از دستشان به ستوه آمده‌اید اهالی کیهانند !!!!

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

اتفاقی که ...

چه اتفاق قشنگی است
اتفاقی که نیاز به زمان و مکان خاصی ندارد ...

همین!

   + نمک ; ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()