در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

زنبور مبهم

نوشته  بود : ای بابا! به زنبور عسل هم رحم نکردی؟!!
یکی دیگه هم فکر کرده بود من به خونه‌ی زنبوره حمله کرده بودم و ...

اونی که رحم نکرد زنبور عسل بود!
من داشتم زندگیم رو می‌کردم ؛ اون اول پی‌ام داد!

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

زنبور عسل

لب‌هایش طعم عسل می‌دهد !
نگاهش را ببین چقدر زیباست !
تار تار مویش و صدای وز وزش بی‌نظیرست !

زنبور عسل

دردم را به چه کسی بگویم که بعد از نیش زدن من ، مُرد !

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

نزدیکی و خواستن

بنده را آن‌گاه به خدا نزدیکی است که از او چیزی خواهد
و نسبت به خلق خدا آن‌گاه نزدیکی است که از ایشان چیزی نخواهد ...

   + نمک ; ٢:۳۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

منم

به خدا منم همین‌طور
اما صاحب رو اشتباه نگیر
روی ماه خدا رو ببوس ...

همین!

   + نمک ; ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مظلوم واقعی

مظلوم واقعی کسیه که مورد ظلم خودش قرار بگیره ...
حالا هی با ظلم به این و اون ، به خودت ظلم کن آقای مظلوم ....

همین!

   + نمک ; ۸:٥۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

انقلاب و اخلاق

انقلاب ما یک انقلاب اخلاقی بود
خداوند به ما اخلاق انقلابی عطا کند!

همین!

   + نمک ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مهمان‌نوازی

قدرشون رو ندونستم
این همه راه رو کوبیدند و تا اینجا اومدند اما اونطوری که باید قدرشون رو ندوستم

نرفته دلم هواشون رو کرده ...

   + نمک ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سنگ قبرها

می‌گفت خواندن نوشته‌های روی سنگ قبر ، مکروه است
می‌گفت فراموشی میاورد ...

تمام سنگ‌های قبر را هر روز مطالعه می‌کنم ...
فراموشی نعمت است
فراموش که کنی راحت‌تر می‌شود از این گور بی‌سر و ته دل بکنی

همین!

   + نمک ; ۳:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سقراط

در توضیح این

سقراط همیشه می‌گفت من و مادرم همکاریم
می‌گفت: مادرم قابله است، تن آدمیان را به دنیا میاورد
من هم قابله‌ام، ذهن‌ها را متولد می‌کنم ...

همین!

   + نمک ; ۳:۳۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

ماهواره‌ی ملی امید

سلام

تلویزیون گفت از شروع این پروژه حدودا یک سال و نیم می‌گذره
همون وقت به هم‌سر گفتم : می‌بینی ! مطمئنا توی دولت قبلی هم امکانات شروع هم‌چه پروژه‌هایی بوده . منتها شهامت اجرای هم‌چه طرحی را هرکسی ( هر شاه سلطان حسینی) نداره !
گفتم حتما اگه شروع هم‌چه طرحی رو توی دولت سیدمحمد خاتمی به پیشنهاد می‌گذاشتند ، از ترس این‌که پروژه با شکست مواجه بشه و هزینه روی دست دولت بذاره ( به خوش‌بینانه‌ترین نگاه ) باهاش مخالفت می‌شد .
به هم‌سر گفتم : می‌دونی اختلاف دکتر و سید محمدخاتمی چیه؟!
این که دکتر عزت و اقتدار را به پیشرفت داخلی و قدرتمند شدن علمی و نظری و اعتقادی می‌بینه .... اما سیدمحمدخاتمی ( والبته امثال ایشون) فکر می‌کنه برای اقتدار حتما باید اسمش کنار فرانسه و ایتالیا و آمریکا قرار بگیره ...
شاید توجیه محمدرضاپهلوی هم از رقصیدن و مشروب خوردن با رئیس جمهور آمریکا کسب هم‌چه اقتداری بوده
همین‌ها را می‌گفتم که تلویزیون بخشی از سخنرانی دکتر را گذاشت . مضمون سخنرانی خیلی نزدیک به همین حرف‌هایی بود که به هم‌سر می‌گفتم ...
به هر حال امروز ایران به برکت کار و تلاش صادقانه ، اقتداری دارد که ما هیچ‌وقت با پاچه خواری به آن دست پیدا نمی‌کردیم ...

این دستاورد علمی را به همه‌ی ایرانیان تبریک عرض می‌کنم!

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

صلوات؟

دیشب شبکه‌ی استانی خراسان رضوی مدام از سفر استانی رئیس جمهور به مشهد و کلید خوردن پروژه‌های مختلف استانشون می‌گفت
امروز هم توی حرم ( جای همه خالی) بین خادم‌ها زمزمه بود که دکتر برای زیارت به حرم مطهر مشرف می‌شند ...

پای ضریح مطهر منتظر بودم و زیر لب تمرین می‌کردم که به محض ورود چطوری صلوات چاق کنم

سلامتی همه‌ی خادمین به اسلام و قرآن خصوصا رئیس جمهور عزیزمون صلوات!
سلامتی دکتر احمدی نژاد صلوات!
سلامتی رئیس جمهور محبوبمون که قراره دوره‌ی بعد هم رئیس جمهور بشه (ایشالا) صلوات !
سلامتی یوزارسیف زمان صلوات !
سلامتی نائب ولی عام امام زمان صلوات !
سلامتی دردانه‌ی انقلاب اسلامی صلوات !
شادی ارواح پاک و مطهر خادمین اسلام و قرآن الفاتحه مع الصلوات !!!!!

پی‌نوشت :
١- توی همین فکرها بودم که متوجه شدم این سعادت نصیب دکتر نشده به زیارت بیاند و خلاصه تشرفشون کنسل شد .
٢- شاید ما توفیق زیارت ایشون رو نداشتیم
٣- به هر حال هر چه که بود چند ساعتی حال زیارت را از ما گرفته شد !
۴- اگه قابل باشیم نائب‌الزیاره‌ی همه‌ی عزیزان هستیم
۵- اووه کی میره این‌همه پی‌نوشت ! دیشب یه دچار عاشق را زیارت کردیم .... سلامتیش صلوات ....

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

محتاجیم!

راه دیار طوسیم
دوستان کسی التماس دعا داره بگه
محتاجیم به التماس دعا ....

نبود؟!!!

   + نمک ; ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

فاین تذهبون!؟

اومده همش وراجی میکنه. به هر چیز و هر کسی دلش می‌خواد اهانت میکنه.

چهارتا آدم باصطلاح ارزشی! هم میان براش لایک میزنن که یه موقع ناراحت نشه و دائم میگن عزیزم ما با تو دوستیم. البته ما با تو اختلاف عقیده داریم ولی دوستیم.

آخه یکی نیست بهشون بگه تساهل و تسامح تا کجا؟ تا کجا می‌خواهید ارزش‌هاتون! را زیر پا بگذارید تا ارزش‌های بقیه خوب جلوه کنه.

فقط میتونم بگم خجالت بکشید. همین

   + مرتضا ; ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

کریم و عبدالکریم

عارف بود و فقیر.

از طرف عبدالکریم برایش پول آوردند.

پول را کنار زد.

به آسمان اشاره کرد و گفت کسی که کریم دارد احتیاجی به عبدالکریم ندارد.

   + مرتضا ; ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

یک گذران شیرین

شبانه روز را چند دقیقه‏ای خوابیدن و الباقی را توی این دنیای بی سر و ته دنبال تعبیرش گشتن!

   + نمک ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

رنگ طلایی گندم؟!

دلم مثل گندم طلایی رنگ شده
اما این طلایی شدن حاصل رسیدگی و شیرین شدن نیست ...
خشکیده .
خشک و طلایی

همین!

   + نمک ; ٤:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

همیشه دست‌نیافتنی

آهای دست نیافتنی
نباید از انتظار شیرین لمس کردن گونه‏ هات بگم
اما خب همیشه که حرف‏ها اجازه نمی‏گیرند

برجستگی گونه‏هایت در خواب زیر لامسه‏ی دستانم
و انتظار شیرین ؛ یادگاری خواب امشب!

   + نمک ; ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سرویس می‌شویم

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو سرویس شوی و آب به راحت نخوری!

همین!

   + نمک ; ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

دو4

حس آدمی رو دارم که روی اره نشسته
نه راه پس داره و نه راه پیش
نه می تونم نباشم
نه می‌تونم اونی که می خوام باشم

   + نمک ; ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

اشتباه تکراری

فکر کردم رفیقمه و رفیقشم

   + نمک ; ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

خواب خوش‌قواره

برای از تنهایی در اومدن باید بگردی یکی رو پیدا کنی که قواره‌ی تنهاییت باشه
دم دست آدم زیاده اما مگه همشون روی هم چقدرند؟!
بخواب که خواب مونس خوبیه برای تنهایی
اینقدر بخواب و خوابت رو کش بده تا بزرگ بشه و یه کنج تنهاییت رو پر کنه
اگه خواب ، خواب باشه می‌تونی خودت رو باهاش مثل من اقلا پنج سال نگه داری
از حالا به بعدشم خدای ما کریمه ...
یه بار دیدی بیشترم تونستی

لا لا لا لایی

   + نمک ; ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

لحن‌ها

بعد از هشت سال چت کردن هنوز نه می تونم لحن حرف زدن کسی رو پشت چت احساس کنم و نه می‌تونم لحن حرف زدن خودم رو به کسی بفهمونم
ببخشم اگه سوء برداشت شد

همین!

   + نمک ; ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

یادم نیس!

خوب یادمه حتی اولین بار چه کسی دلم رو شکسته!

اما اصلا یادم نیست حتی آخرین بار دل چه کسی رو شکستم!
نه اولین و نه اخرین بار ذوق کردنم رو هم یادم نیست!

چقدر فراموش‏کارم

رسم دنیا همینه!

   + نمک ; ٤:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

جنس‌ها حرف می‌زنند

سر دردی دارم از جنس روزهای دور
اما دیگر مرحم از هیچ جنسی نیست!

   + نمک ; ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سردمه

این روزها اشک‌ها سردی خاصی دارند
اونقدر سردند که گاهی سینوزیتم رو تحریک می‌کنند
کاش دوباره گرمی دست‌هات رو به گونه‌هام می‌بخشیدی
مثل اون روزها گرفته‌ام . ابری ابری ...
سردمه
هر که زنده‌است به خورشید سلامم ببرد
ما که مردیم و ندیدیم به خود گرما را ....

   + نمک ; ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

انزوا

منزوی شدیم رفت!
همیشه این گوشه‌ی خونه
پشت سیستم
حالش ازم به هم نمی‌خوره؟

   + نمک ; ٤:٢٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

شریک! خسته نباشی

بگو ببینم
تو تاحالا چند شب با هیچی شام درست کردی؟
با هیچی!

خدا عمرش بده . زحمت‌هاش هیچ وقت جبران نمی‌شه

   + نمک ; ٤:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

بزرگی !

کنار هم دراز کشیده بودند
بهش اشاره کرد : اون کوه‌ها را می‌بینی ؟ تا اون بالا ، ته آسمون! بگیر و بیا پیش پامون . به نظر چقدره؟
خب بیچاره چه می دونسته چی بگه ؟ گفته خیلی بزرگ
اونم به ریشش خندیده که زکی ! میگه بزرگه

   + نمک ; ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

کامنت خصوصی

تصورش رو بکن اگه کامنت خصوصی نبود!!!
اصلا همه چیز به هم می‌ریخت
دیگه هیچ‌کس نمی‌تونست ابراز نگرانی و علاقه و نفرت و انزجار و درد و ترحم کنه
خب اینها نباشه اینتر نت به چه درد می خوره؟

   + نمک ; ٤:٢٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

بی رحمی

-بی رحم
- بی رحمی این نیست ....
- بی رحمی آن هم نیست
ببینم پس اگر رفتار رحیمانه این قدر بین ما رعایت شده چرا....

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مثل من

این آخر هفته را همه دعا می‌کنم مثل من نشوی!

همین!

   + نمک ; ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

دلتنگی

وقتی که دلتنگ می شمو همراه تنهایی میرم
داغ دلم تازه میشه
زمزمه های خوندنم
وسوسه های موندنم با تو هم اندازه میشه
قد هزار تا پنجره تنهایی آواز میخونم
دارم با کی حرف میزنم
نمیدونم نمیدونم
این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره
کاش میتونستم بخونم قد هزار تا پنجره
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه
حالا که دلتنگی داره
رفیق تنهاییم میشه
کوچه ها نارفیق شدن
حالا که میخوان شب و روز به همدیگه دروغ بگن
ساعتا هم دقیق شدن
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه
طلوع من طلوع من
وقتی غروب پر بزنه
موقع رفتنه منه

   + نمک ; ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

چقدر؟!!

قدر هزار تا پنجره تنهایی آواز می‌خونم
دارم با کی حرف می‌زنم نمی‌دونم نمی‌دونم
این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیک‌تره
....

   + نمک ; ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

تا همیشه ...

عشق . با نقطه / بی سرخط

   + نمک ; ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

راه گناه

نوشته بود اگر راهی طی نشود خراب می‌شود ...

خدا کند راه‌های گناهی هم این‌طور باشد ...
شاید حکمت چله‌ها همین باشد که چهل روز راهی را نروی تا برای همیشه بسته شود ...

و چقدر سخت است گرفتن چله ...

همین!

   + نمک ; ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

خمار و خیره

مرید پرسید : آب حیات کجاست
مراد جواب داد :در ظلمت
پس نترس و هر کاری که می‌خواهی بکن

فقط چشمان خیره‌ی آسمان را هرگز از یاد نبر

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

چه خبر؟

خوشحالم از این بی‌خبری
درست وقتی که همه چیز روبه‌راه باشد تو دیگر پیدایت نیست ...
آخر یادم هست که تا دلت نمی‌گرفت زنگ نمی‌زدی
خدا را شکر که خیلی وقت است دلت نگرفته...

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

خانم نوبل

من : چرا شما که این‌همه دم از حقوق بشر می‌زنید برای غزه کاری نکردید

یک بهایی : شما بگو چکار کنیم که همون کار رو در برابر ظلمی که توی ایران به ما می‌شه هم انجام بدهیم

من : همین وبلاگ نویسی و زدن ایمیل‌های خوش قد و بالا

یک بهایی : سکووووووووت

پی‌نوشت :
1- خانم نوبل ، خانم وکیل مدافع بهایی‌ها ! شما یک زباله‌ای
2- بهایی‌ها ! شما هم همین‌طور

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۸:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

فقه و اخلاق

آیا واقعا فقه و اخلاق با یکدیگر تقابل ، یا حتی تخالف دارند؟!!

متاسفم برات آقای مثلا(!) دکتر

پی نوشت :
١- تقدیم به عبدالکریم سروش برای عقائد سکولارش

همین!

   + نمک ; ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

مخلصیم ولی ....

عزیز و محبوب

یاد حضرت امام افتادم
شنیدم وقتی می خواستند توی فرانسه از امام در حالی که نون و پنیر می خوردند عکس بگیرند ؛ امام اجازه نمی دهند و می فرمایند : ما مرغ و کباب هم می خوریم . همیشه که نان و پنیر نیست . لذا عکس نگیرید ....

قربونت برم امام که همه جوره اهل ملاحظه و تقوی بودی

پی نوشت :
1- ما مخلص دکتر هم هستیم و به شدت هم ازش حمایت می کنیم
2- به امید انتخاب مجدد و شایسته ی دکتر محمود احمدی نژاد

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()

سر بسته

با زور جلوی عمل را می‌شود گرفت اما جلوی فکر را .... نه!
یادمان نرود فقط وقتی کسی متوسل به زور می‌شود که از فکر خالی شده است

پی‌نوشت:
١- این نکته شامل حال حوزه ی علمیه , اداره‌ی محترم اطلاعات و ناجا هم می‌شود
٢- سرهنگ باشی ! خوش گذشت :دی

همین! مال هیچکس نیست!

   + نمک ; ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
comment نظرات ()