امام نقی (ع)
باید مراقبتر باشم
برای وبلاگم که به نام امام نقی (ع) مزین شده
هم من و هم
راسخون - جانها فدای امام نقی (ع)
آهستان - جانم فدای امام نقی (ع)
میوه ی ممنوعه - جانم فدای امام نقی (ع)
منم سلام - جانم فدای امام نقی (ع)
بچههای قلم - جانم فدای امام نقی (ع)
نم نمک - جانم فدای امام نقی (ع)
حیدریون - جانم فدای امام نقی (ع)
کلاغ پرس - جانم فدای امام علی النقی (ع)
پاورقی فرهنگ و ارتباطات- جانم فدای امام نقی علیهالسلام
هیآت آنلاین - جانم فدای امام نقی (ع)
دلنویس - جانم فدای امام نقی (ع)
حضور یار - جانم فدای امام نقی (ع)
حریم ریحانه - جانم فدای امام نقی (ع)
روایت فتح - جانم فدای امام نقی (ع)
یا مهدی - جانم فدای امام نقی (ع)
مبارز لینک - جانم فدای امام نقی (ع)
مجموعه طرح های خون - جانم فدای امام نقی (ع)
چند لحظه ... - جانم فدای امام نقی (ع)
و دیگرانی که نمیدانم و خدا خیرشان بدهد
اگر دوستان اطلاع بدهند، این پست ویراش میشود
مادر این عشق تویی
این عشق به سینهی تو وصل است...
روزت مبارک
اخلاق گندی داری
وقتی نوزاد متولد می شود،
پدر و مادر درون تک تک اعضای صورت و بدنش،
دنبال شباهت می گردند با خودشان.
فرقی نمی کند؛
پدر و مادر زشت باشند یا زیبا از اثری که در وجود فرزندشان گذاشته اند لذت می برند.
طبیعتا فرزندم مخاطب این نوشته نیست
من
میشود؟
گاهی وقتها احساس میکنم،
تکیه دادن به این دیوار خشتی را هم دوست داری،
فقط اگر پشتت را خاکی نکند...
باش خب!
این روزها حس می کنم،
وقتی که خوب نیستی؛
نیستی.
غرورم کو؟
شباهتش با من،
شباهت دردناکیست.
فرزندم را میگویم.
دعوایش میکنم تا...،
غرورش را ببینم!
با همین سن کم،
هیچوقت دوست ندارد اشکش را کسی ببیند!
:|
یک جایی هم هست،
بعد از "حرف هایی که نمی توانی نزنی"
من اسمش را گذاشته امممم...
راستش هنوز اسمی برایش انتخاب نکرده ام.
گرمای من...
باید خفه اش کنم
شب ها را با غضب،
سر به بالش می کوبم!
چند وقتی ست احساس می کنم،
بالشم نامحرم شده و وقتی کنارش نیستم،
برای دیگران پشت سرم حرف میزند.
خسته
سفر میکنیم
هر سال به سال نو،
با کولهباری
پر از خست...
بهای بهانه
به این بهانه که دلتنگی،
بهانه میگیری.
بهای تو را ندارم،
بهانه میگیری...
ماجرا این است...
شده اینطور بشی؟!؟
بی تو وارونه!
نوشتههایم را میسوزانم،
زخمهایم میسوزد...
زنگ تعطیلی که میخورد
حسرت یکدیگر را
با حسرت برانداز میکنیم...
من، او را با ماندنش
او، من را و رفتنم...
من و پاسبان اداره
دوستان خوبی هستیم برای هم.
.
شلوغیهای قرارگاهی که در آن کار میکنم
برای من فرارگاه یک عالم خیال و در خود فرو رفتن است...
تمام
تمام می شوم،
یکی از همین روزها؛
میان تمام نبودن هایت.
بله آقای فوق تخصص!
دکتر میبایست اقلا اینقدر سواد داشته باشه که بفهمه،
مریضها دو دستهاند؛
دو دستهی کاملا متفاوت:
مریضهای باهمراه
مریضهای بیهمراه
بی خوابم
اشک مرا در بیاور
و شب به خیر بگو!
و از ساعت به روز شدن اینجا،
تعجب نکن...
یبوست روحی
هر قدر که در خودت بیشتر فرو روی،
متعفنتر میشوی...
وقتی نیستی
اصلا چیزی نیست...
که بخواهد چونان که باید است باشد یا چونان که نباید!
وقتی نیستی
هضم نبودنت سخت است...
چه انتظاری از معده داری؟!
وقتی نیستی
رانندگی سخت است...
حتی به کمک دست راست!
وقتی نیستی
وقتی نیستی
همه چیز شب است...
به جز خودِ شب!
برای عاشقی
قبل از اینکه فرصت...
باید کسی را داشته باشی
تا به تو فرصت بدهد!
...
آتش گرفته را مگر آتش کند خموش...
پس چرا می سوزم؟
شیطان رجیم
تو را ندیده بود والا
غلط می کرد بگوید:
من از آتشم و آدم از خاک...
آتش
ریسیده هایم را پنبه کردی...
فدای سرت.
پنبه هایم را دیگر آتش نزن!
عمو مهدی
مثل بچهای که به وعید مادرش،
منتظر است بابا بیاید...
امشب منتظرم،
منتظر یک پدر
لطفا در مورد این که او کیست سوال نکنید!
حتی شما...
و ان یکاد...
نمیدانم تا به حال،
قطره اشکی چشیدهای یا نه اما...
وقتی که نیستی،
برای چشمهایت،
اسفند آتش کن!
من اغلب اوقات
چشمهای شوری دارم!
چند ساعت
چه یک وجب، چه صد وجب
وقتی بتوانی
وابستهای را یک روز،
اینطور میان زمین و هوا رها کنی...
حتما میتوانی شش سال دیگر هم،
دوباره
چنان کنی!
خر میباشد کسی که نفهمد
مخاطب خاص دارد!
یه جفت حتی!
مگه میشه،
دو جفت دست همهش رو به آسمون باشه
و هیشکی محلش نذاره؟
معده
حرص و قرص،
یکی به بهبودی
و دیگری به درد
میکشند معدهی مرا
من در این کشاکش
کشته می شوم
محکم
هر وقت به دل گلایه داری
بفشار مرا عصاره خوب است
چه کار کنم؟
اعتیاد بی افیون
افیون دیگر چه صیغهایست؟
معتاد یعنی من
که هر روز منتظرم،
شبم با پیامک عاشقانهی تو سحر شود...
دنیا
و میزان نماد ماه مهر
دگران روند و آیند
و تو همچنان که هستی...
نظرات ()

