در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

عروسک

برای یکی که خیلی دوستش دارم نوشته بودم دنیای عجیبیه

یه روزی عروسک سازها تلاش میکردند عروسکهای شبیه ادم بسازند اما این روزا چقدر ادمها زور میزنند خودشون را عروسک کنند.

حتی به قیافه های عروسکی هم قانع نشدند عروسک همه وجودشون را حتی دلشون را گرفته .

قلبهای عروسکی . مغزهای عروسکی .حرفهای عروسکی...

مامان دوستت دارم ...فلانی دوستت دارم عاشقتم  بی اونی که بفهمه چی میگه ؟براش مهم اینه که حرفش قشنگ باشه و خریدار داشته باشه.

بابا آب داد.بابا نان داد... اما هیچکس از بابا درد نگرفت به قول یکی حالم از هر چی بابا اب داد به هم خورد .

دردها توی صندوقچه مادر بزرگ عاقل جا مونده وکلیدش را نوه بازیگوش گم کرده

دلم درد میکنه. سرم هم درد میکنه . خدایا درد میکنم .

میخوام از هر جایی که هستم برم .

چقدر این آهنگ عربیی که دارم گوش میدم غمناکه

میخوام از آهنگش تو یکی از کارهام استفاده کنم

چیزی ازش نمیفهمم اما آهنگش آتیشم میزنه

من اصولا برای سوختن بهونه نمیگیرم یعنی راحت میسوزم یعنی سوخت خوبیم

با همه حرفهام آب میشم ومیسوزم . تمام حرفهایی که توی چتهام به رفیقان ونارفیقان گفتم همه اپدیتهام جلوم راه میرند ومنو با خودشون میبرند به جایی که هیچ جز آتش نیست

منم نامردی نکردم تا حالا همه نوشته هام را توی کاغذ مینویسم وبعد همون کاری را باهاش میکنم که با من کرده میگند هر سلامی علیکی داره .

عاقبت کاغذ مادر مرده ای که قسمت من میشه ومن روش مینویسم شعله هایی هست که از یه کبریت شروع میشه وتوی بالکن خونمون تمام وجودش را فرا میگیره .

از انتقام گرفتن خوشم نمیاد. اما این مورد یه جورایی فرق میکنه

از دلم بدم میاد دلم شده استراحتگاه هر آدم خسته ای که توی دنیا هست یه چند روزی مهمونش میشند وخستگی در میکنند بعدشم میزارند میرند به هر بهونه ای ...یاد روزی که دلم صاحب داشت

شاید با این حرفم خیلی ها را ناراحت کنم اما این را محکم محکم میگم قول میدم همه شمایی که بهم دست دوستی دادید همه تون یه روزی بزارید و برید منو با اطاق تنهاییم تنها بزارید

فقط یه خواهش، شما که میرید تو روخدا دردهاتون را هم ببرید با خودتون منو با این همه درد تنها نزارید

به قول این جیپسیکینگ رینا رینا له له له له لای لای ...

یا هر حرف دیگه ای که خودم هم نمیفهمم

بابا این دیوونه است

منم همین طور

حجاب از روزگار بریده

خود کرده ای به دنبال تدبیر نیست

به قول پشت اون کامیونه

فراری بی گناه

ودر آخر  تقدیم تویی باد که با نظراتت منو روحیه میدی حرف بزنم

   + نمک ; ٤:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٤
comment نظرات ()