در خلوت

یکی از مدام باران‌های بی‌سرایش به تنگ آمده …. در فکر تعویض چشم‌ها

بله آقای فوق تخصص!

دکتر می‌بایست اقلا اینقدر سواد داشته باشه که بفهمه،
مریض‌ها دو دسته‌اند؛
دو دسته‌ی کاملا متفاوت:

مریض‌های باهمراه
مریض‌های بی‌همراه

   + نمک ; ٤:۳٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

بی خوابم

اشک مرا در بیاور
و شب به خیر بگو!

و از ساعت به روز شدن اینجا،
تعجب نکن...

   + نمک ; ٤:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

یبوست روحی

هر قدر که در خودت بیشتر فرو روی،

متعفن‌تر می‌شوی...

   + نمک ; ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٤ بهمن ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

وقتی نیستی

اصلا چیزی نیست...

که بخواهد چونان که باید است باشد یا چونان که نباید!

   + نمک ; ٤:۱٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

وقتی نیستی

هضم نبودنت سخت است...

چه انتظاری از معده داری؟!

   + نمک ; ٤:٠٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

وقتی نیستی

رانندگی سخت است...

حتی به کمک دست راست!

   + نمک ; ٤:٠٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

وقتی نیستی

همه جا سرد است...

حتی این دست‌ها!

   + نمک ; ٤:٠۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

وقتی نیستی

همه چیز شب است...

به جز خودِ شب!

   + نمک ; ۳:٥۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

برای عاشقی

قبل از اینکه فرصت...
باید کسی را داشته باشی

تا به تو فرصت بدهد!

   + نمک ; ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

...

آتش گرفته را مگر آتش کند خموش...

پس چرا می سوزم؟

   + نمک ; ۱:٤٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

شیطان رجیم

تو را ندیده بود والا

غلط می کرد بگوید:
من از آتشم و آدم از خاک...

   + نمک ; ۱:٢٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

آتش

ریسیده هایم را پنبه کردی...
فدای سرت.

پنبه هایم را دیگر آتش نزن!

   + نمک ; ۱:٠۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

عمو مهدی

مثل بچه‌ای که به وعید مادرش،
منتظر است بابا بیاید...

امشب منتظرم،
منتظر یک پدر

لطفا در مورد این که او کیست سوال نکنید!
حتی شما... 

   + نمک ; ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

و ان یکاد...

نمی‌دانم تا به حال،
قطره اشکی چشیده‌ای یا نه اما...

وقتی که نیستی،
برای چشم‌هایت،
اسفند آتش کن!

من اغلب اوقات
چشم‌های شوری دارم!


   + نمک ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

چند ساعت

یه وقت‌هایی هم هست که اسپیکر نداری،
میای "در خلوت" رو باز می‌کنی و

آهنگش رو خودت
ناله می‌کنی...

   + نمک ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

چه یک وجب، چه صد وجب

وقتی بتوانی
وابسته‌ای را یک روز،
اینطور میان زمین و هوا رها کنی...

حتما می‌توانی شش سال دیگر هم،
دوباره
چنان کنی!

خر می‌باشد کسی که نفهمد
مخاطب خاص دارد! 

   + نمک ; ٧:٢٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

یه جفت حتی!

مگه می‌شه،
دو جفت دست همه‌ش رو به آسمون باشه

و هیشکی محلش نذاره؟

   + نمک ; ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

معده

حرص و قرص،

یکی به بهبودی
و دیگری به درد

می‌کشند معده‌ی مرا

من در این کشاکش
کشته می شوم 

   + نمک ; ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٩ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

محکم

هر وقت به دل گلایه داری

بفشار مرا عصاره خوب است

   + نمک ; ٩:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

چه کار کنم؟

غیر از کم و ناچیز بودن

گناه من چیست؟

   + نمک ; ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

اعتیاد بی افیون

افیون دیگر چه صیغه‌ایست؟

معتاد یعنی من
که هر روز منتظرم،

شبم با پیامک عاشقانه‌ی تو سحر شود...

   + نمک ; ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

دنیا

کوچک و بی رحم

   + نمک ; ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

و میزان نماد ماه مهر

دگران روند و آیند
و تو هم‌چنان که هستی... 

   + نمک ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

احوال مرا نپرس...

غمی بزرگ،
اینجای دلم نشسته

از دست چه کسی؟
نمی‌دانم.

می‌دانم فقط
با احوالپرسی،
خوب نمی‌شود...
 

   + نمک ; ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

داغ

از آغوش یخ بسته‌ی تو
یک استکان چای داغ آورده‌ام

شیرین است
حتی بدون قند لبت...
 

   + نمک ; ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

سالاد شیرازی

دلم شده معجونی از یک مشت میوه‌ی گند افتاده، ( خیار و گوجه و...)
و به قاعده‌ی یک کفِ دست، دلشوره دارم...

هر چه هم آبغوره می‌ریزم،
بوی زُهمش گرفته نمی‌شود.

   + نمک ; ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

خدا نکنه

جز تو
فدای هر کسی بشوم؛

ناکام مرده ام! 

   + نمک ; ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

یلدا

انار می‌خواهد دلم،

انار ترک خورده...

یک دقیقه بیشتر.

   + نمک ; ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

یلدا

از این یک دقیقه‌ی بیشتر،
استفاده کن

جمله‌های طلایی بگو!

دوستت دارم... 

   + نمک ; ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

مرگ

بلآخره هر کسی،
یکی را دارد؛

برای کنارش نشستن و دیگر برنخواستن... 

   + نمک ; ٦:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

بیزی

خواستم بگویم،
فدای سرخی چراغتان!

زیاده‌گویی نباشد،
مرحمت زیاد!

   + نمک ; ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

دست‌هایم

به هیچ نمی‌روند،
از آغوش تو که باز می‌گردند...

آغوش سرد خیالت... 

   + نمک ; ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

درد

چه در خراشه ی روحت،
چه در میانه ی سینه،

نام مرا بد انتخاب کرده‌اند،
از هر طرف که بخوانی... 

   + نمک ; ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

دوباره عکس‌های تو

اینجا من
و یک استکان چایِ لب نزده!

هر دو یخ بسته‌ایم.

او گوش‌هایش بی‌بخار
من لب‌هایم سوخته...

   + نمک ; ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

دومین حاشیه بر عکس‌هایت

برای من غزل مگو که من خود قافیه‌ام
قافیه‌ی باخته‌ی ردیف چشم‌های تو

همان حاشیه‌ی اول...؟

 

   + نمک ; ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

حضور و غیاب بغض ها

این هم یک کلاس دیگر که چند متر آنطرف تر،
در حال برگزاریست!

الصاق به تمام کلاس ها و جلساتی که روزهای دلتنگی،
تا چند قدمیشان پیش رفته ام و...

   + نمک ; ٧:۳٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

موسی عصایت کو؟

آدم‌ها دو دسته‌اند:

1- خوشبخت کننده
2- خوشبخت

 

مگه اینکه معجزه ای پیش بیاد

   + نمک ; ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

گل

آدم‌ها،
خسته که می‌شوند،
تکیه می‌زنند...

حتی به دیوار گلی!

   + نمک ; ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

مخدر

از مسکن متنفرم،
هنوز هم حتی،
با این همه درد...

بیا و با نیامدنت،
اصلاح نکن این رابطه را.

   + نمک ; ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

لب‌های تو نسخه‌ی مرا پیچیدند

تو که تب می‌کنی،
همه
چشم‌هایِ خونینِ مرا می‌بینند

و دائم نسخه‌ی سرماخوردگی،
برایم می‌نویسند... 

   + نمک ; ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()